روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٢ - پنجم - دوست نداشتن جاه و شهرت
مقام نيز خوب[١] و اگر بد بود بد است.
بحث اينجاست كه حب و جاه و شهرت كه غايت مقصود آن مباح باشد از نظر شرعى مذموم است يا نه؟ و اساسا طلب چنين منزلت و مقام قطع نظر از حب آن چگونه است؟ براى جواب اين سؤال به اين نصوص معتبره توجه نماييد:
١- تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ[٢] آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه اراده علو و فساد را در زمين نداشته باشند.
آيه مباركه بر اساس وقوع نكره در سياق نفى مفيد عموم است، پس اراده هر علوى مذموم است منتهى اراده آن علوى كه براى اجراى احكام دينى يا كمك به مسلمان باشد از اين عموم مستثنى شده است، و بقيه تحت عموم مىماند.
ممكن است ذكر كلمه فساد قرينه شود كه مراد از علو علو باطل باشد، و علو مباح را شامل نشود و بنابر اين، اراده و حب آن مذموم نباشد، خصوصاً كه آيه مباركه در تتمه داستان قارون واقع شده است.
٢- اطلاق آياتى كه بر مذمت حيات دنيا دلالت دارد چون جاه و شهرت نيز از حيات دنيا و زينت آنست و طبعا حب آن نيز مذموم است.
[١] - وقتى طلب آن خوب بود محبت آن نيز مانعى ندارد.
[٢] - سوره قصص/ آيه ٨٣.