روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٧٨ - اول - تفكر
آوردن فكر او تحقق نمىپذيرد، تفكر، مركب انسانيت انسان و سرنوش ساز شخصيت اوست.
تفكر آنچنان مقام والائى دارد كه دانشمندان دقيق النظر در تعريف انسان آنرا بجاى جزء ذات انسان گذاشته اند (وضع اخص اللازم مكان ملزومه) و هيچ يك از صفات و غرايز را همرديف او در تعريف انسان ذكر نكرده اند. و تنها او را بعنوان حيوان ناطق (متفكر) نشان داده اند.
در قرآن مجيد آيات زيادى درباره تفكر، تدبر، تعقل و نظر وارد شده است و مكررا اهميت آنرا گوشزد فرموده است تا جائى كه امر فرموده است: در خلقت آسمانها و زمين و آنچه ميان آنها ست تفكر نمائيد كه بر حق آفريده شده اند.
حسن بن الجهم به امام عرض مىكند مردمى را مىبينم كه محبت دارند ولى عزم درستى ندارند و رهبرى شما را قبول دارند (احساسات بى تعهد) امام فرمود: اينان از جمله كسانى كه مورد عتاب خداوند واقع شدهاند نيستند. خداوند تنها به صاحبان بصيرت و آگاهى و اهل فكر فرموده است كه عبرت بگيريد.[١]
از مراتب تفكر، محاسبه و مراقبت است. يعنى با نفس خود در اعمال و كردار خويش در حساب باشد. اگر وقتى را براى اين محاسبه معين كند بهتر است چنانچه كار خوب كرده بود، خدا را شكر نموده خواهان مزيد آن شود، و اگر كار بدى را بجا آورده بود
[١] - اوايل اصول كافى.