روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٨ - تفسير شكر
شكر له ... الشكور كثير الشكر، الشكور في اسمائه تعالي المعطي الثواب الجزيل.
ظاهراً كلام المنجد درست باشد و معناى شكر چه در لغت و چه در اصطلاح عرف عام كه آيات قرآن بر آن حمل مىشود ثنا است وقتى انسان بگويد خدا را شكر، اداى شكر نعمت شده است ولى بهتر اينست كه شكر بصيغه الحمدللّه باشد، و البته اين ثنا پس از قدر دانى نعمت و دانستن آن از جانب منعم آنست. و مرتبه كامله شكر آنست كه عملا مشكور را راضى ساخت و نعمت را صرف رضاى منعم نمود لكن دو مطلب در اين جا قابل تأمل است:
١- آيا شكر بدون ثناى لفظى تحقق مىيابد يا به هر حال تلفظ معتبر است؟
٢- آيا شكر گزارى خداوند واجب شرعى است يا نه؟ نگارنده بياد ندارد كه كسى از فقهاء شكر را واجب دانسته باشد ولى ظاهر پارهاى از آيات مانند آيه ١٧٢ سوره بقره وجوب شكر است- شكرى كه بمعناى ثنا و اظهار نعمت است نه شكرى كه بمعناى ايمان باشد.
عقل عملى نيز شكر منعم را فى الجمله واجب مىداند[١] و نگارنده به آن براساس حسن و قبح عقلى باور دارد ولى در
[١] - ولى براى غير خدا از منعمين صحيح نيست كه از منعم عليه خود تقاضاى شكر كند. زيرا كه تقاضاى مذكور يك نوع منت نهادن و گاهى ايذاء است كه مبطل صدقات است و حتى بايد توقع شكر را هم نكند.« لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً»