روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧١ - هشتم - شعبه هاى ديگر اخلاق
خودكشى نمايد[١].
درباره اين نظريه بايد گفته شود كه بلى نيت خير خير است، هرچند عمل مورد نيت خير نباشد ولى حسن فاعلى مربوط بحسن فعلى نيست. حسن فعلى در خير بودن خود عمل است نه در حسن نيت آن مثلًا كشتن انسان بى گناه با اعتقاد بمفسد بودن و يا قاتل بودن و مضر بودن او براى جامعه حسن فاعلى دارد و كشنده آدم خوب گفته مىشود ولى عملش زشت و قبيح مىباشد. چنانچه قتل حيوان موذى باعتقاد قتل انسان بى گناه كار خوب است ولى قاتل آدم بد بحساب مىآيد.[٢] در حساب نمودن انسان بعنوان جزئى از عالم كبير، يك نوع روشن فكرى آنان مشاهده مىشود ولى كيفيت برقرارى رابطه بين انسان و جهان را نه آنان بيان كردهاند و نه واضح و آشكار است و همچنان بودن فرد در خدمت كل بايد با حقوق فرد و حقوق پروردگار مشخص گردد.
استقبال از حوادث و نهراسيدن از آنها اگر پس از چاره جوئى باشد كه نظريه بسيار خوبى است كه در اخلاق اسلامى جاى بلندى دارد و اگر بمعناى ترك مبارزه با حوادث باشد خلف عقل و منطق است، و خودكشى را عقل بشرى در بسيارى از موارد تقبيح مىكند ودين آسمانى آنرا مطلقا ممنوع مىدارد ولى اگر مراد، گذشتن از
[١] - اين جملات بسيار كوتاه است و نمايان گر بسيار كمى از نظريات اين دسته است و بايد خواننده كاوشگر بدنبال بدست آوردن نظريات تفصيلى آنان برود و نگارنده اطلاع درستى از انظار رواقيون و حتى سقراط و و ارسطو و افلاطون و غير هم ندارد و حتى در صحت نسبت به آنچه كه در اين كتاب از آنان نقل شده و يا بعدا نقل مىشود اطمينان ندارد و اللّه العالم.
[٢] - يعنى در ين مثال حسن فعلى و قبح فاعلى وجود دارد.