روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١ - ٣ - شناخت حسن و قبح
دليل سنجيده شود، و آنچه كه قابل اعتماد است قسم اولست.[١] مانند حسن عدل و احسان و نوع دوستى و رد امانت و راست گفتن و امثال آن و قبح ظلم و خيانت و قتل نفس و فريب دادن و نظاير آن.[٢] زيرا احتمال اشتباه تمام عقلاى جهان را عقل آدمى مردود و باطل مىداند ولى اشتباه يك ملت را هر چند يك ميليارد و ٧٠٠ ميليون نفوس داشته باشد را بعيد نمىداند، زيرا عادات و تقاليد از كثرت طرفدار، حقيقت را كسب نمىكند.
بهر حال حسن و قبح عقلى (عقل عملى) كه مورد تسالم همه عقلاى جهان بوده واجب القبول است، حسن و نيكو يعنى امرى كه صاحب آن مستحق مدح است و قبيح و زشت يعنى امرى كه صاحب آن مستحق مذمت و ملامت است، و حتى گاهى مستحق مجازات.
[١] - به علماى منطق نسبت داده شده كه مشهورات را بدو گونه تقسيم كرده اند: يكى تاديبات صلاحيه كه عبارت از قضايائى است كه آراى عقلاء بخاطر مصلحت عمومى بر آن مطابقت دارد، ديگرى خلقيات كه نيز مورد تطابق آراى عقلاء است ولى بخاطر تقاضاى خلق انسانى مانند حسن شجاعت و سخاوت و قبح ترس و بخل و وجوب حفظ ناموس و وطن ولى بعضى از صاحب نظران ايراد نمودهاند كه اخلاق خوب در تمام انسانها وجود ندارد. در حالى كه حسن شجاعت و سخاوت و قبح ترس و بخل را همه قبول دارند، پس خوبست كه در تعريف خلقيات بجاى خلق انسانى كلمه وجدان( ضمير، دل، عقلى عملى، عقل مستقيم، حس سليم) را ذكر كنيم.
[٢] - حتى ظالمان و ستمگران معروف دنيا تظاهر بظلم و بيدادگرى نمىكردند و از شنيدن كلمه ستمگر، بيدادگر، متجاوز خشنود نميشدند بلكه ناراحت مىشدند و مظالم خود را به نحوى توجيه مىكردند.