روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٥٧ - چهارم - بى نيازى از مردم
جماعتى از انصار خدمت رسول اكرم (ص) مشرف شدند و سلام كردند حضرت جواب سلام آنان را داد و عرض كردند ما به شما حاجتى داريم. فرمود: آنرا پيش آريد. عرض كردند حاجت بزرگيست. فرمود: بياوريدش كه چه باشد، عرض كردند: بهشت را براى ما بر پروردگارت ضمانت نما! حضرت پس از تأملى فرمود: اين كار را مىكنم به شرطى كه از كسى چيزى سؤال نكنيد.
(كار اين مردم بجائى رسيد) كه مردى از آنان در سفر تا زيانهاى از دستش مىافتاد و دلش نمىخواست كه به ديگران بگويد كه آنرا بده تا از سؤال بدور باشد خودش از مركب پياده مىشد و آن را بده تا از سؤال بدور باشد خودش از كسى كه نزديكتر به آب بود نمىگفت آب را بده بلكه خود بر مىخواست و آب را مىخورد.[١]
بدتر از اينگونه خواستن و سؤال نمودن تملق و خضوع كردن در مقابل مردم است كه چيزى بدست آورد در حالى كه اسلام بر ما واجب كرده است روزى ده مرتبه بگوئيم «وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» تنها از تو كمك مىطلبيم. و غير تو ابزار و و وسائل اند و تو مسبب الاسباب.
در صحيح حريز امام صادق (ع) فرموده است:
«و الاستغناء باللّه عزوجل عن طلب الحوائج الي صاحب سلطان انه من خضح لصاحب سلطان و لمن يخالفه علي دينه طلبا لما في يديه من دنياه اخمله اللّه عزوجل و مقته عليه و وكله اليه»
(ص ١٢٨ ج ١٢ الوسائل)
[١] - ص ٣٠٧ ج ٦ الوسائل و فى الباب روايات آخر.