روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣٠ - پانزدهم - وقار
دوم: خوف از مردم كه منجر بترك وظيفه لازم و مراسم بندگى گردد كه در غير موارد تقيه مشروع، زشت است.
سوم: خوف از ديگران كه مستلزم مفسدهاى نباشد. چنانچه منشأ عقلائى نداشته باشد كه مسلما مذموم است و اگر داشته باشد دليلى بر قبح آن وجود ندارد هرچند كه بعضى از دانشمندان علم اخلاق خوف را مطلقا زشت دانسته است.[١]
پانزدهم- وقار
در تعريف وقار آمده است كه: آرامش و سكون نفس در گفتار و كردار پيش از شروع و در اثناى آنها مىباشد وقتى اين آرامش بحد ملكه رسيد سكينه گفته مىشود.
بنابراين از دست دادن كنترل هيجانات و ناراحتى در مواقع سخت و بحرانى، مذموم است و چاره جوئى را از انسان دور مىسازد.
«در روايت صحيح آمده است كه: سزاوارتر است مؤمن داراى هشت خصلت باشد: «اولا وقورا عند الهزائز» «در موقع حوادث
[١] - ممكن است گاهى خوف بدون جبن صدق كند مانند خوف شجاع از قتلش مثلًا توسط دشمن غالب و گاهى كه جبن بدون خوف صدق كند. مانند رفتن در قبرستان و جاى تاريك مثلًا از طرف شب و يا خوابيدن در جايى تنها زيرا با علم بعدم مكروه و ضرر وحشت او را مىگيرد. بعضى در تعريف خوف گفته است كه انه تألم القلب بسبب توقع المكروه، استقبالى مشكوك الوقوع و اما ان كان معلوم الوقوع او مظنونه سمى توقعه انتظار مكروه و فيه نظر.