روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢ - عنصر دوم - اعتماد به نفس
اصناف گوناگون آنان بقبولانند مسلما اوضاع زندگانى آنان در صحنه بين المللى تغيير مىكند[١].
در سال ١٣٥٧ مسلمانان ايرانى پس از ساليان زياد درد و رنج و حيله گريهاى استعمار و مستكبرين ملحد با اتكاى بخويشتن و سياست نه شرقى و نه غربى خواستند نظام اسلامى را دركشورشان برقرار سازند كه توانستند و سپس براى بثمر رساندن آن درين چند سال سرسختانه كوشيدهاند و نتايجى بدست آورده اند.
و در همان سال هنگامى كه ظلمت كمونيزم كشور اسلامى افغانستان را فرا گرفت و ابرهاى سياى آن از سر حدات شمالى بفضاى روشن شهرها و قصبات آن منطقه سرازير شد. چه كسى گمان مىكرد مردم مستضعف و بلارسيده آن ديار مشعل جهان اسلام را در سنگر مقدم جهاد بين المللى اسلامى بدست گيرند؟
بلى مسلمانان افغانى خود را نباختند و بخودى خويش اعتماد
[١] - امروز در حوزه علميه قم شايد بيشتر از ١٣٠٠ تن محصل علوم افغانى و صدها تن پاكستانى و هندى و غيره وجود دارد ولى متأسفانه يا بدبختانه شماره افرادى كه بدرجه اجتهاد يا اقلا بدرجه تسلط خوبى بر عقايد و معارف اسلامى و فروع فقهى رسيده باشد بسيار اندك است، چرا؟ آيا افغانيها و پاكستانىها و غيرهما استعداد مقام اجتهاد را ندارند؟ گمان نمىرود عاقلى پيدا شود كه بگويد نه، اگر دقت كافى شود شايد علت عمده اين پسمانى را در ضعف اعتماد بنفس يابيد. اينان وصول بدرجه اجتهاد مطلق و مقامات عاليه علمى را براى خود غير ميسور و يا غير ممكن مىدانند و لذا كمتر براى رسيدن به آن همت مىگمارند و استعداد خود را تضييع مىكنند و اما اينكه چرا اين عزيزان به اين حالت گرفتار شدهاند مطلبى است كه تحليل آن از غرض اين كتاب خارج است.« واللّه الهادى و الموفق»