روش جديد اخلاق اسلامى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٢ - ٩ - اراده
ندارد.
لذا بايد به تفكر بپردازيم و آگاهى يا بيم و ديگران را وادار بتفكر نمائيم و به آنان آگاهى دهيم كه بدين وسيله دو مقدمه فعل (تصور و تصديق) را پشت سر مىگذاريم و در تحصيل مقدمه سوم بچيزى نياز نداريم. زيرا ترتب شوق بر تصديق بنفع قهرى و تخلف ناپذير است ولى تحقق اراده و ترتب آن بر شوق، قهرى نيست زيرا ما بالوجدان در مىيابيم كه به بسيارى از امور مشتاقيم و حتى گاهى شوق ما بسيار شديد است ولى به ملاحظات دينى و يا اجتماعى و يا روانى مانند تنبلى و كسالت و يا ترس و غيره از آن صرف نظر مىكنيم. و اراده انجام آنرا نمىكنيم. و از اينجاست كه علم تنها باعث عمل نمىشود و چه بسا دانشمندانى كه برخلاف علم خود عمل مىكنند.[١]
اراده آدمى در صورتى تحقق مىيابد كه شوق ديگرى از قبيل شوق لذات عاجل و يا شوق راحت طلبى و مزاج و غيره مزاحم با شوق مذكور نباشد.
بنابراين درمورد تربيت نفس و فضايل اخلاقى كه غالباً با رنج و محروميت و تضاد هوسها همراه است شوقى كه از تصديق بنفع تربيت پيدا مىشود آنقدر ضعيف و مبتلا به معارض است كه
[١] - لبنيتيس مىگويد: اگر اصول هندسه برخلاف شهوات و منافع ما بود برغم دلائل اقليدس و ارشميدس حقايق محسوس هندسى را انكار مىكرديم و مىگفتيم كه آنها يك سلسله موهومات و قياسات باطلى بيش نيستند تا چه رسد به اصول اخلاقى.