تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨ - تأكيد و توضيح
مصنوعى و بمبهاى هيدروژنى و نوترونى و عصر فضا است كه جايى براى اسلام نمانده و بايد آنرا در طاق تاريخ گذاشت.
اين كوردلان فريبخورده متوجه نيستند كه پيشرفت صنعتى و علمى ربطى بيك نظام ندارد، مگر نظامهاى كاپيتاليزم و ماركسيزم با هم سراسر متضاد و متباين نيستند؟ اينان جواب بدهند كه ترقى علمى با كدام نظام مخالف و با كدام موافق است؟ آيا ترقى علمى در هردو بلوك شرق و غرب وجود ندارد؟ چطور شد كه تنها نظام اسلامى در طاق تاريخ گذاشته ميشود؟
واقعيت اينست كه ترقى علمى نه تنها از اهميت دين نكاسته كه آنرا حياتىتر نموده است، قدرت منهاى ايمان ميليونها انسان را در قرن حاضر از بين برده و صدها مشكل روانى و اجتماعى و سياسى و انسانى را در جوامع بشرى خلق نموده است.
سخن آخر اينكه اين دسته از معترضين بايد از كلىگويى بپرهيزند و باصول و فروع دين اسلام مراجعه كنند و موارد مشخصى را كه دين و محيط در تضاد واقعى قرار گرفتهاند نشان دهند تا بفريبكارى و حداقل بجهالت متهم نشوند و مسلما درين صورت يك موردى را هم پيدا نخواهند توانست، بلى اگر بگويند پارهاى از دستورات اسلام با هوسهاى شهوانى و اميال شيطانى آنان مخالفت دارد، درست گفتهاند چون وحى آسمانى مهاركننده و تعديل كننده هوسهاى احمقانه است نه تابع آنها.
دين برنامه تكامل و مكارم اخلاق و رشد فكرى و عدالت اجتماعى و آرامشى روانى و نجات شخصيت انسان از حضيض پستى و حيوانى و رساندن آن به ملكوت است، مع الوصف نبايد اين مطلب را از نظر بدور داشت كه موضوعات احكام گاهى تغيير ميكند كه قهرا حكم آن نيز تغيير مىيابد.
وارد كردن و يا صادر كردن فلان مال ديروز براى مردم مفيد بود و جايز و امروز مضر شده است و حرام.
ارتباط دوستانه حكومت اسلامى با فلان دولت ديروز خيانت بود و