تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٦ - فصل ٤ احكام ثابت و متغير
١٧- كمك به مستمندان، و امثال اينها
اين مظاهر طبيعت انسان و نظاير آن در تمام حالات مختلف اجتماعى تغييرى نكرده و نخواهد كرد و گمان نميرود كسى درين موضوع ترديدى داشته باشد.
ولى شكى نيست كه اجتماع و محيط انسانى بخاطر نعمت خدادادى عقل و فكر و زبان او در تحول و تغيير دايمى و تدريجى است، تفاوت محيط امروز ما از لحاظ انواع غذاها و البسه و آلات سوارى و سرعت حركت و راههاى رفتوآمد، و وسايل ارتباط ياز قبيل تلفون، تلگراف، تلكس، آلات پيچيده مخابره، راديو تلويزيون و غيره و وسايل توليد و امثال آنها با محيط يكصد سال قبل قابل مقايسه نيست.
مكررا سؤال و يا ايراد مشود كه جاودانه بودن احكام اسلامى با زندگانى پرتحول انسانى سازگار نيست و اساسا هيچ قانونى نميتواند در زندگانى آدمها براى هميشه باقى بماند چون اوضاع زندگانى هميشه در تغيير و تحول است قانون هم بايد در رابطه با تطابق اوضاع و شرايط قابل تغيير باشد و عوض گردد. قوانين اسلامى در پانزده قرن قبل مفيد و مترقى بوده است ولى بدرد بشر پيشرفتهى امروى نميخورد آن موقع مركب سوارى، الاغ و شتر و اسب بوده ولى امروز ماشينهاى بنز و هواپيماى جت و يا مافوق سرعت صوت و فردا قمرهاى مصنوعى و هكذا.
جواب ما اينست كه سؤالكننده و يا ايرادكننده متوجه نشده و يا نخواسته متوجه شود كه غالب احكام اسلامى و ضوابط شرعى ربطى به موضوعات متغير اجتماعى ندارد بلكه مربوط بروح و يا طبيعت ثابت آدمى ميباشد كه محكوم تغيير نبوده و همچنان پابرجا و ثابت باقى بوده و خواهد بود.
و اگر فرض شود كه پاره اى از احكام بر موضوعات متغيرى وارد شده باشد و فعلا آن موضوعات در زندگانى انسانها تحقق نمىپذيرد قهرا آن احكام هم از بين ميرود و هميشه حكم متفرع بر وجود موضوع خود است نه ضامن