تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٨٤ - فصل ٢٢ زن و سياست
تاكنون بچاپ نرسيده است (جهاد اسلامى) آوردهايم.
پس از آنچه كه در مباحث اين كتاب گفته شد و با بحثى كه درباره آيه مباركه قيموميت بعمل آمد اگر زن جامع الشرايطى براى اداره حكومت اسلامى پيدا شود دليل قاطعى بر عدم استحقاق اين مقام براى او در شريعت وجود ندارد و روايات ضعيف را نميتوان مدرك قرار داد ولى چون مذاق متشرعه چنين مقامى را براى زن نمىپذيرد ميشود كه اين ارتكاز موجب شك در نفوذ حكومت او بشود كه نتيجه آن عدم جواز تصدى او براى حكومت است كه ظاهرا مورد تسالم همه علماى اسلام ميباشد ولى رسيدن او به ساير مقامات سياسى و اجتماعى باستثناى مقام افقا و قضا و ولايت يك شهر بلامانع باشد مثلا:
١- زن وزير بعضى از وزارتخانهها بشود.
٢- زن رئيس يك رياست بشود.
٣- انتخاب كند.
٤- روزنامه و مجله نشر كند.
٥- انتخاب شود (نماينده مجلس شورى).
٦- درس بخواند و استادى كند.
٧- دكتوره باشد و بر اساس رواياتى زنان در جبهات جنگ در زمان حيات پيامبر اكرم بتداوى مجروحان مىپرداختند. بلكه ميشود گفت كه آموختن طب بر زنان واجب كفائى ميباشد تا زنان مريض در موقع عمليات و امثال آن توسط مردان تداوى شوند.
٨- رانندگى كند.
٩- عضو فعال و حتى رهبر حزب باشد.
١٠- رياست شركتهاى تجارتى را بعهده بگيرد و امثال ذلك.
بلى در بيرون رفتن خود از منزل، چنانچه شوهردار باشد بايد اجازه شوهر را بدست آورد و در تمام ابعاد زندگانى عفت و حجاب خود را نگهدارد،