تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٥ - ١٥ - اصلاح پليس
و فضيلت و تقوى و ديانت بارآوريم كه مشكلات مادى و معنوى را توسط آنان برطرف نمائيم معلوم ميشود كه خونهاى معطر آنان بيهوده نرفته و اينك اثر و ثمره خود را داده است وگرنه بايد اقرار كرد كه ...
سوادآموزى بايد تعميم يابد و لكه ننگ آن بايد از دامن مردم مسلمان ما پاك گردد و تا مردم باسواد نشوند بيدار نميشوند و تا بيدار نشوند اسلامى شدن حكومت بسيار بعيد بنظر ميرسد و بترقى مادى هم هرگز نخواهيم رسيد، و يكى از راههاى سوادآموزى جبرى كردن تعليم ابتدائى در سراسر كشور است
برنامه بايد طور ضربتى باشد كه تا چند سال آينده بىسوادى غير- قانونى اعلان شود و بفرد بىسواد هيچ كارى حتى كارهاى حرفوى در كارخانهها هم داده نشود و حقوق مدنى فرد مشروط به باسواد شدن او گردد.
١٥- اصلاح پليس:
شكى وجود ندارد كه وجود پليس قوى و باانضباط براى تحكيم امنيت داخلى بسيار مفيد و حتى ضرورى ميباشد ولى مردم ما در طول دورانهاى گذشته خاطرات بسيار ناراحتكنندهاى از مظالم و تعديّات اين ماموران امنيتى داشتهاند، بسيار تلخ است كه پليس خود با دزدان و جنايتكاران شريك و سهيم و حتى رهنماى آنان باشد، و بسيار زننده است كه از شنيدن نام پليس جز ظلم و زورگوئى و بىاحترامى و رشوتستانى و ... چيز ديگرى در ذهن خطور نكند، مردم دهات دوردست بمراتب بيشتر از مردم شهر و نواحى آن شكنجهها و وحشتگريهاى غير انسانى پليس و آمرين آنها را تحمل كردهاند.
بهرحال آنچه كه بسيار ظرافت و اهميت دارد اينست كه از يك طرف متخلفين و مجرمين و جنايتكاران بايد از پليس ترس داشته باشند و پليس بايد آنقدر توانايى داشته باشد كه قانونگرايى عميق، و قانونشكنى ضعيف گردد و از طرف ديگر خود پليس بايد خيلى پاك و ملتزم بعدالت باشد كه منشاء ظلم و ناامنى و عامل ترس و وحشت مردم بيچاره نگردند.