تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٩ - فصل ٢٧ عهدنامه مالك اشتر
كه برپا داشتن آنان به حق است دست مىيابى.
٢٢- از صلحى كه دشمن ترا به آن دعوت ميكند و رضاى خدا در آنست روى مگردان زيرا صلح مايه آسايش لشگر و نجات از مشكلات و سبب امنيت شهرها است ولى بسيار زياد از دشمن پس از آشتى احتياط كن كه دشمن گاهى نزديك ميشود تا ترا غافلگير كند، بنابراين هرچه ميتوانى دقت كن و خوشباورى را كنار بگذار.
اگر ميان تو و دشمنت پيمانى بسته شد و يا امانى باو دادى به پيمان و عهد خود وفادار بمان و امانت را در امانى كه دادهاى رعايت كن.
هر پيمان و عهدى كه دادهاى حفظ آن بعهده توست و براى حفظ آن بايد سينه سپر كنى، زيرا در ميان واجبهاى خدا با همه اختلافى كه در فكر و عقيده ميان مردم هست واجبى كه مورد بزرگداشت بيش از وفاى بعهد باشد در ميان اعمال واجب نيست، مشركان با آنكه از نظر معنوى غير از مسلماناناند، براى پيمان احترام قايلند زيرا از تجربههاى تلخ پيمانشكنى و عاقبت آن اندرز آموختهاند.
بنابراين در وفاى به عهد دغلكارى مكن و پيمان خويش را مشكن و بدشمن خود نيرنگ مزن، زيرا فقط نادان تيرهدل نسبت به خدا گستاخ ميگردد و در حقيقت خدا عهد و امان خود را پناهگاه رحمت خويش در ميان مخلوق خود قرار داده است تا از اين دژ به عظمت خدا دست يابند و در سايه عظمت وى آسودهخاطر گردند. بنابرين دغلكارى، نيرنگ و خيانت بايد ديده نشود.
سعى كن پيمانى كه مىبندى جاى ابهام و بهانه در آن نباشد وقتى پيمان بستى آنرا محكم و دقيق ببند و بحرفهاى دوپهلو و كنايه پناه نبر.
هرگاه به سختى افتادى مبادا پيمانرا بدون دليل شرعى برهم بزنى، زيرا با اين مشكلات پيمان ساختن باميد آنكه مشكلاتش برطرف گردد و پايان شايستهاى داشته باشد، بهتر از خيانتى است كه از عوارض آن وحشت داشته