تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٤٧ - انفال و فيئ در نظر اهل سنت
١- آنچه كه از معادن اخراج ميشود.
٢- آنچه كه از دريا بوسيله فرورفتن بيرون ميشود.
٣- گنجهاى يابيده شده.
٤- مال حلال مخلوط به حرام كه صاحب و مقدار آن معلوم نباشد.
٥- زمينى كه كافر ذمى از مسلمان ميخرد كه بايد خمس آنرا كافر مشترى بدهد.
٦- ارباح و فوايد مكاسب پس از وضع مصرف سال و خمس مورد اخير رقم بسيار بسيار درشتى را تشكيل ميدهد كه سالانه به ميلياردها ميرسد.
ولى اين خمس در صدر اسلام از مردم روى جهاتى گرفته نشد.
٦- جزيه: مقدار پوليكه سالانه از اهل كتاب گرفته ميشود كه طبعا زكات و خمس نميدهند، و مقدار آن بنظر حاكم اسلامى وابستهگى دارد.
٧- خراج:
زمينهائيكه مسلمانها در جنگ بقهر و غلبه از كفار گرفتهاند ملك شخصى مجاهدين و غيره نمىشود بلكه متعلق به مسلمانان دنيا تا قيامت است كه اجرت و منافع آنها[١] را در مصالح مسلمانها بمصرف ميرسانند و اين مال مسمى به خراج است. بلى شرط تعلق اين زمينها بهمه مسلمانها اينست كه در حين فتح آباد باشد ولى اگر بائر باشد در اختيار حاكم اسلامى است كه
[١] - اگر اجرت و مال الاجاره بنحو مشاع از عين محصولات زمين باشد مقاسمه ناميده ميشود و اگر به وجه نقد، معين شود خراج ناميده ميشود ولى مراد از لفظ خراج در متن اعم از مقاسمه است.