تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣٤ - فصل ٢٨ نصيحتى به زمامدار مسلمان
گفتم كه مسئوليت بس سنگين بدوش او گذاشته شده است. مشار اليه در جواب تيلگرامى خود از نگارنده تشكر كرد. براستى مقام بدست آوردن را نبايد تهنيت گفت كه بايد تسليت گفت و اين رئيس است كه به چه زحمت و خون جگرى بتواند از عهده مسئوليت خود در پيشگاه خداوند بدرآيد.
نگارنده مناسب ميداند من باب وظيفه درينجا توجه زمامدار مسلمان آينده حكومت اسلامى افغانستان و هر زمامداريكه ادعاى مسلمانى را دارد بآيات و روايات زير جلب نمايد تا شايد از مطالعه آن حالى پيدا كند و بيراهه نرود. عصمنا الله من الزلل و من القول بلا عمل.
١- تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ. (قصص ٨٣)
آن سراى آخرت (بهشت) را براى كسانى قرار ميدهيم كه قصد برترى و فساد را در روى زمين نداشته باشند و پايان كار به نفع متقيان است.
مىبينيد كه آيه از تكبر و سرفرازى و فساد صحبت نميكند بلكه از اراده و قصد آن صحبت ميكند و نيت فساد و علو را مانع از بهشت رفتن قرار ميدهد (اللهم انت المستعان).
٢- إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ كَذلِكَ يَفْعَلُونَ. (نمل ٣٤)
زمامداران موقعيكه وارد قريه (و شهر و كشورى) ميشوند آنرا فاسد و عزيزان (و خوبان) آنجا را ذليل ميگردانند. و اين طبيعت حكومت و رياست است.
٣- وَ لَقَدْ أَرَيْناهُ آياتِنا كُلَّها فَكَذَّبَ وَ أَبى (طه ٥)
كار زمامدار مغرور بجائى ميرسد كه وقتى پيامبر تمام نشانهها و معجزات را باو نشان ميدهد باز هم عقلش از زير بار شهوت او بيرون شده نمىتواند و همه آن آيات الهى را تكذيب ميكند و از قبول حق امتناع ورزيده آنرا جادو مىانگارد و براى حفظ كرسى خود نفاق و تفرقه و عداوت را بين ملت