تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٠ - فصل ٢٥ نظرى به جهان اسلام
|
بر لوح مه و مهر فروغى و ضيائى |
در كشور تجريد مهين راهنمائى |
|
|
بر لشكر توحيد امير الامرائى |
دين را تو ظهير هستى و حق را تو نگهدار |
|
|
ابرى شده بالا و گرفتست فضا را |
از دود و شرر تيره نموده است هوا را |
|
|
آتش زده سكان زمين را و سما را |
سوزانده به چرخ اختر در خاك گيا را |
|
|
اى واسطه رحمت حق بر خدا را |
زين خاك بگردان ره طولان بلا را |
|
|
بشگاف ز هم سينه اين ابر شرربار |
علت العلل همه بدبختيهاى ما در نادانى و بىخبرى و بىتفاوتى تودههاى مسلمان است كه اين حكومتهاى فاسد و خاين و بىدين بر آنها مسلط شدهاند و با مقدرات و سرنوشت آنان اينچنين بازى ميكنند، مىبينيد كه مردم مغرب زمين بيدار و به حقوق اجتماعى خود واقفند، دولتهاى آنان جرئت مخالفت افكار عمومى را ندارند و خواهناخواه قانون را مراعات ميكنند در قرآن ميفرمايد: فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطاعُوهُ إِنَّهُمْ كانُوا قَوْماً فاسِقِينَ فرعون ملت خود را سبك شمرد و بحقوق و كرامت آنان ارجى ننهاد. مردم هم از او كوركورانه اطاعت كردند همانا اين مردم فاسق و منحرف بودند، خداوند بجاى مذمت فرعون مردم را سرزنش ميكند و اين مردم بودند كه فرعونيت فرعون را بوجود آوردند.
ما بايد تودههاى مسلمان را بيدار كنيم و به آنان آگاهى بدهيم و آنان را بدينشان متعهد بگردانيم[١] و البته كه اين راه راه آسان و كوتاهى
[١] - رژيم كمونستى كابل وقتى ديد روسها مأيوسانه از افغانستان ميروند-- و خود با مجاهدين مسلح مسلمان روبروست فورا لفظ ديموكراتيك را از نام كشور حذف كرد و اسلام را بعنوان دين رسمى قرار داد و رئيسجمهور اسلام را معتبر دانست و استعمال كلمه رفيق را ترك كرد( رفيق نجيب- محترم نجيب الله شد) بلى يكشبه گربه عابد شد-!!! مىبينيد كه بيدارى ملت چقدر مفيد است و براستى كه ترس برادر مرگ است و كمونيستها هم توبه را ياد گرفتند و از ترس توبه كردند ولى مجاهدين بيدار ما يكصدا برژيم مزدور روسى جواب دادند توبه گرگ مرگ اوست.