تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٢٤ - فصل ٢٧ عهدنامه مالك اشتر
سرزمين تو و زينت بخشيدن بحومت، بتو بازميگردد. بعلاوه كه ستايش آنان را بخود جلب كردهاى و بر اثر گسترش عدالت در ميان آنان سربلند شدهاى و به نيرومندتر شدن آنان، بر اثر اندوختهاى كه نزد آنان بجهت اجراى عدالت و مدارا با آنان بوجود آوردهاى ميتوانى اعتماد كنى.
گاهى حوادثى پيش مىآيد كه ناگزيرى بعهده آنان بگذارى و هرگاه نسبت به آنان بعدالت رفتار كرده باشى با كمال ميل مسئوليتى را كه به آنان واگذار كردهاى اجراء ميكنند چه سرمين آباد تاب تحمل مخارج سنگين را دارد. بلى ويرانى سرزمين بر اثر فقر صاحب آن يك امر حتمى است مردم وقتى فقير ميشوند كه زمامدارانشان بفكر جمع كردن ثروت باشند و به بقاى خود بدبين باشند و از حوادث روزگار پند نگيرند.
١٥- پس بوضع مأمورين خود رسيدگى كن و كارهاى خود را بدست نيكان آنان بسپار، نامههائى را كه نقشهها و اسرارت را دربردارد بدست كسى بسپار كه در فضايل اخلاقى از همه شايستهتر باشد، كسى باشد كه احترامت بوى او را مغرور نسازد و در مخالفت با تو در حضور ديگران گستاخ نگردد. كسى باشد كه غفلت تو موجب نشود كه گزارش فرمانداران و نمايندگانت و نامههاى آنان را بتو ندهد و جواب شايسته كه مناسب توست براى آنان صادر نكند. نسبت به آنچه براى تو وصول ميكند و يا از طرف تو ميپردازد كوتاهى ننمايد.
كسى باشد كه در معاهدهاى كه از طرف تو مىبندد در نفع تو سستى نكند و در شكستن پيمانى كه عليه توست عاجز نباشد. مأمور تو بايد كسى باشد كه در كارها ارزش خود را بداند، زيرا كسى كه ارزش خود را نداند، در ارزيابى ديگران نادانتر خواهد بود.
در انتخاب مأمورين خود نه به هوش خود تكيه كن و نه به اطمينان و نه به حسن ظن خودت، زيرا خيلى از مردم در ديدگاه زمامداران خوشخدمت و چربزبانند اما پشت سر زمامدار نه خيرخواه مردماند و نه از امانتدارى