تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠٧ - فصل ٢٦ نشانه هاى حكومت اسلامى و طاغوتى
فصل ٢٦ نشانههاى حكومت اسلامى و طاغوتى
١- خليفه ثانى (رض) با آنهمه ابهت و هيبت بواسطه يك پيراهن كه از حله يمانيه پوشيده بود و نصيب و سهم افراد عادى مسلمانها از آن حلهها به آن اندازه نبود در فراز منبر مورد استيضاح قرار گرفت، و حتى در جواب امرا و مردم كه بسوى جهاد بروند جواب: لا سمعا و لا طاعة، شنيد، خليفه براى حاضرين توضيح داد كه عبد الله پسرش قسمت خود را به پدرش بخشيده و اين پيراهن ازين دو حصه تهيه شده است و بدينترتيب اعتراض ملت برطرف شد.
٢- يك موقع در سر منبر بمردم گفت اگر من از راه حق و عدالت كج شدم شما مرا راست كنيد يك مرد عادى دست به شمشير برده فرياد زد لنقومنك بالسيف، تو را با شمشير راست ميكنيم.
٣- دكتاتورى حاكم يكنوع الوهيت است و قبول آن يكنوع بندگى، حضرت موسى (ع) بفرعون ميگويد: تلك نعمة تمنها على ان عبدت بنى- إسرائيل؟ اين چه نعمتيست كه بر من منت ميگذارى درحاليكه بنى اسرائيل را به بندگى و عبوديت خود درآوردهاى؟
اطرافيان فرعون در مقام تحقير موسى و هارون (ع) گفتند: و قومهما لنا عابدون. قوم اين دو تن (بنى اسرائيل) عبادتكنندگان مااند (ما چگونه به آنان ايمان بياوريم).
٤-
عن النبى (ص) اذا بلغ بنوا العاص ثلاثين جعلوا مال الله دولا و عباد الله خولا و دين الله دخلا.
وقتى پسران عاص به سى تن برسند بيت المال را دست بدست ميگردانند