تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦ - فصل ٢ اختصاص حكم بخداوند
فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ (مائده آيه ٤٢).
لكن مراد از عدل و قسط بقرينه آيات گذشته و غير آنها همان ما انزل الله اليه مىباشد.
إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ ... (نساء ١٠٥).
و البته مىشود گفت كه طريق تفهيم حكم به پيامبر مخصوص به آنچه كه در قرآن است نيست بلكه بهر نحويكه خداوند باو تفهيم نمايد.
أُولئِكَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ (انعام ٨٩ جاثيه ١٦)
مىبينيد كه اعطاى حكم در عرض اعطاى كتاب بيان شده است. بلكه ممكن است ازين آيه تفويض حكم در پارهاى از موارد به انبياى گرام (ع) استفاده شود و روايات معتبرى در اصول كافى و غيره بر تفويض احكام به شخص حضرت خاتم الانبياء (ص) وارد شده است بلكه آن حضرت (ص) پارهاى از احكام را خود تشريع فرموده است و ما از تفصيل اين بحث بخاطر پيچيدگى و عدم ارتباط عمده آن بموضوع اين كتاب صرفنظر مىكنيم و در جاى ديگر از آن مفصلا بحث نمودهايم.
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً (نساء ٦٥)
نه، به پروردگارت سوگند (منافقان) ايمان نمىآورند تا ترا در آنچه