تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٧ - فصل ٢٧ عهدنامه مالك اشتر
روگردان و عفو كن همچنانيكه خواهان عفو خداوند هستى چه تو آمر آنها مىباشى و زمامدار فوق توست و خدا فوق زمامدارت. او از تو خواسته كار آنانرا كفايت كنى و ترا به آنان امتحان نموده است، زينهار كه خود را براى جنگ با خدا آماده نسازى كه ترا توانائى خشم او نبوده و از عفو و رحمت او بىنياز نيستى.
٤- از عفوت پشيمان نشو و به كيفرت شاد نه، و به خشمى كه ميتوانى جلو آنرا بگيرى مشتاب، مگو كه مقام دارم (و يا مامورم) امر ميكنم و اطاعتم ميكنند زيرا اين حال دل را فاسد و دين را ضعيف و نعمتها را تغيير ميدهد، هرگاه مقام و جاه برايت عظمت و خودپسندى آورد به بزرگى پادشاهى خدا و قدرت او بر خود به آنچه كه از طرف خود بران توانا نيستى بنگر كه اين نگريستن كبر و سركشى ترا فروبنشاند و سرفرازى را از تو بازميدارد و عقلت كه از تو دور گشته بسويت بازميگردد، بپرهيز از برابر داشتن خود با عظمت خدا و مانند قرار دادن خود در جبروت او كه خدا هر جبّار را ذليل و هر متكبر را پست ميگرداند.
٥- با خدا و مردم از جانب خود و خويشاوندان و دوستان خود انصاف داشته باشى وگرنه ظلم كردهاى و هركس بر بندگان خدا ستم كند خداوند بجاى آنان خصم او باشد و هركس كه خداوند با او خصومت كند دليل او را باطل گرداند و محارب با خدا است تا از ظلم ببرد و توبه كند. و چيزى مؤثرتر در تغيير نعمت خدا و تعجيل غضب او از برپائى ستم نيست، چه خداوند دعاى مظلومين را شنوا و در كمين ستمكاران است.
دوستداشتنىترين كار در نظرت ميانهتر آنها در حق و عمومىتر آنها در عدل و جامعتر آنها رضاى رعيت باشد زيرا خوشنودى رضاى خواص را بىتأثير ميگرداند و خشم خواص با رضائيت همگان ارزشى ندراد، هيچكس از رعيت گرانبارتر بر والى در حال رفاه و آسانى و كميارىكنندهتر در گرفتارى و ناخوشايندتر از انصاف و بااصرارتر در سوال و كمشكرتر در موقع