تصويرى از حكومت اسلامى در افغانستان - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢١٨ - فصل ٢٧ عهدنامه مالك اشتر
بخشش و ديرعذرپذيرتر در موقع ندادن و كمصبرتر در زمان مشكلات روزگار از خواص نيست همانا ستون دين و انبوهى مسلمانان و ذخيره عليه دشمنان عموم و جمهور مردم هستند با آنان باش و رغبت تو با آنان باشد.
٦- هركس عيبهاى مردم را بيشتر ميطلبد بايد از تو دورتر و دشمنتر باشد، در مردم عيبهائى است كه والى سزاوارتر به پنهان نمودن آنها است آنچه پنهان است ظاهر مساز، بر تو تنها پاك نمودن نقصى است كه ظاهر ميشود، و خدا است كه بر باطن حكم ميكند، بدى را تا هر اندازه كه ميتوانى بپوشان خدا هم بديهاى ترا كه دوستدارى از رعيت پنهان بماند ميپوشاند، كينه مردم را از دل بيرون كن و رشته هر انتقام و بازخواست را دور كن، و از هرچيزيكه برايت صحيح نيست خود را بيخبر بنمايان، در تصديق سخنچين عجله نكن چه سخنچين فريبكار است هرچند كه به صورت نصيحتكننده درآيد.
در مشوره خود بخيل را راه نده كه ترا از احسان بازميدارد و از فقرت ميترساند، و نه ترسو را كه تو را در كار سست ميگرداند و نه حريص را كه ستمگرى را در نظرت جلوه ميدهد، همانا بخل و ترس و حرص طبيعتهاى گوناگونى هستند كه منشاء همه آنها بدگمانى به خداوند است.
٧- بدترين وزيران و همياران تو كسانىاند كه با اشرار پيش از تو وزير و همكر و در گناهان با آنان سهيم بودهاند اينان نبايد در سلك خواص تو درآيند چه اينان همكاران گنهكاران و برادران ستمگرانند و تو ميتوانى كه از ميان مردم افرادى را كه در تجربه و اجراى امور مانند آن وزيران باشند ولى مرتكب بدى و گناه نشده باشند نه ظالمى را بر ظلمش، و نه گناهكارى را بر گناهش كمك نموده باشند بيابى هزينه اين دسته بر تو سبكتر و يارىشان برايت نيكوتر و توجهشان به تو بيشتر و الفتشان با غير تو كمتر است اينان را از جمله خاصان و هممجلسان خود قرار بدهد، بايد برگزيدهترين اين وزيران پيش تو وزيرى باشد كه سخن تلخ حق را بتو بيشتر بگويد و ترا در آنچه كه