علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٥٨ - درنگی در مفاد روایی و تفسیری آیه «یا لَیتَنی کُنتُ تراباً»
بر فاطمه٣ وارد شدم، او در پیش روی خود لوحی داشت كه اسامی اوصیا در آن نوشته شده بود. آنها را شماره كردم، تعدادشان دوازده نفر و آخرشان قائم٧ بود، از آنها سه نفر محمد و چهار نفر علی نام داشت.[١]
نتیجه بررسی چنین میشود که در نسخه الكافی عبارت «من وَلَدها» زاید و «ثلاثة منهم علی» تحریف است، بلکه صحیح، الفاظ روایت شیخ صدوق است كه «اربعة منهم علی» را قید کرده و «من ولدها» را هم ندارد.[٢]
رهیافت احادیث مدرسه خلفا در کتب شیعی
یکی دیگر از آسیبهایی که متوجه جوامع حدیثی شیعه بوده است، رهیافت ناخواستۀ روایات مکتب خلفا در جوامع روایی مکتب اهل بیت٧ است. این مسأله در باور علامه عسکری، معلول این واقعیت است که بعضی از عالمان شیعه دقت نظر و توجهی که نسبت به روایات فقهی مبذول مینمودهاند، نسبت به روایات غیر فقهی نداشتند. ایشان بر این نكته تأكید میورزد كه دانشمندان مكتب اهل بیت٧ در احادیث سیره، بر خلاف احادیث فقهی، هیچ گونه بحث و نظر حوزوی نكردهاند؛ خواه سیره پیامبران گذشته باشد، یا سیره پیامبر خاتم٦ و یا ائمه معصوم:. آنان در این قبیل مباحث بر راوی و روایاتی تكیه کردهاند كه در مباحث فقهی به آنها اعتنایی نداشتند، بلكه بر عكس، آنها را به دور افكنده، از درجه اعتبار ساقط دانستهاند. از این رو، در این گونه مباحث بیشتر از احادیث مكتب خلفا نقل کردهاند كه خلاف واقع بوده، مورد ایراد و خردهگیری است؛ بدون
این كه ناقد بداند كه این ایراد و خرده متوجه روایات مكتب خلفاست؛ نه روایات مكتب
اهل بیت:.[٣]
ب) روش شناسی حدیث پژوهی علامه عسکری
نوآوری و ایدهپردازی در مطالعات حدیثی، مبتنی بر پژوهشی سنجیده و روشمند است؛ پژوهشی که در تمام مراحل، سیر ثابت و مشخصی را دنبال کند و از سبک و اسلوبی معین پیروی نماید و این خصیصهای است که علامه عسکری در مطالعات حدیثی خود از آن بهره میجست. البته او به صراحت از راه و روش بحثش یاد نكرده و به معرفی آنها نپرداخته است، بلكه به صورت عملی و در لابه لای آثارش آنها را به نیکی به کار بسته است. از این رو، شایسته است تا با گوشهای از ویژگیهای علمی ایشان در حدیث پژوهی آشنا شویم؛ نکاتی که مطمئناً راه گشای
[١]. ر.ک: تهذیب التهذیب، ج٢، ص١٧٢.
[٢]. «فعلیکم بسنتی و سنة الخلفاء الراشدین المهدیین عضّوا علیها بالنواجذ» المسند(ابن حنبل)، ج٤، ص١٢٦؛ السنن (دارمی)، ج١، ص٤٤.
[٣]. معالم المدرستین، ج٢، ص٢٤٢.