علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١١٠ - ملاک ارزیابی کارگزاران در نهج البلاغه
حضرت رسول٦ دعایی نقل شده که در این دعا حضرت از کلمه قهرمان استفاده کرده است. ابن شاهین گوید:
.... فلما فرغ دعا بهذه الكلمات.... و هی هذه اللهم سكن هیبة عظیمة قهرمان الجبروت باللطیفة النازلة الواردة من فیضان الملكوت....[١]
در دو منبع دیگر؛ حدیث «المرأة ریحانة و لیست بقهرمانة» با استناد به رسول خدا٦ ذکر گردیده است لکن به منابع متقدمتر ارجاع نشده است. یک منبع؛ کتاب «مکانة المرأة فی الاسلام» که در آن چنین آمده است: «یکی از نویسندگان به مشکلات زنان از جهات مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در جهان معاصر اشاره کرده و پس از تبیین وضعیت جسمانی زنان مبنی بر اینکه زنان به طور طبیعی از مردان لطیفتر بوده و باید برخی امور ضروری نسبت آنان رعایت گردد به گونهای که محول کردن برخی امور سنگین به زنان نوعی ظلم به آنان به حساب میآید و اسلام به چنین اموری و یا اموری که فوق طاقت زنان است را توصیه نمیکند.» نویسنده در این بخش به حدیثی از کلام رسول گرامی اسلام٦ اشاره میکند که ایشان فرمودند: «المرأة ریحانة و لیست بقهرمانة و قهرمان یعنی کسی که خدمت میکند و مورد احترام است. و این روایت خطابی است که متوجه مردان است یعنی اینکه زنان مثل گلهای لطیفی هستند که در منازل شما با شما زندگی میکنند و لازم است با آنان با دقت و ظرافت با آنها عمل کنیم و نباید کارهای سنگین را به آنها تحمیل کرد.»[٢]
منبع دیگر، کتاب دور المرأة فی الاسرة است که در آن چنین آمده است:
میگویند: حضرت رسول٦ فرمودند: «المرأة ریحانة و لیست بقهرمانة». بنا بر این، قهرمانه به معنای قوت و بطوله _ که در لغت فارسی ترجمه شده است _ نیست. این تعبیر، یک تعبیر عربی است که از فارسی اخذ شده و به طور خلاصه یعنی کسی که مباشرت به امور میپردازد؛ یعنی زن را مباشر همه جانبه در امور زندگی خود ندانید و گمان نکنید که شما بر آنها ریاست دارید و تمام کارهای خانه و اطفال را به یک عامل مشخصی به نام زن واگذار کردید. خیر چنین نیست. تعامل حقیقی و درست این است که باید طبیعت زنان در نظر گرفته شود. اسلام به مردان تکلیف کرده است که با زنان در داخل خانواده مثل گل برخورد کنند. البته این امر ربطی به ساحتهای سیاسی، اجتماعی، تحصیل علم ندارد، بلکه این امر در مورد امور داخلی خانواده است. این کلام حضرت اشاره به این نکته دارد که اسلام به زن همانند موجودی دارای لطافت روحی و جسمی میداند و باید به این شرایط توجه داشت.[٣]
[١]. المعارف، ص٦٢١؛ الاعلاق النفیسه، ص٢٦٣؛ بلوغ الارب فی معرفة احوال العرب، الجزء الثانی، ص٢٣٥؛ زندیق و زنادیق، ص١١٦.
[٢]. راههای نفوذ فارسی در فرهنگ و زبان عرب جاهلی، ص١٢٢ - ١٤٤.
[٣]. ر. ک. واژههای دخیل در قرآن مجید.