علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤ - پژوهشی در اعتبار رسالۀ ذهبیّه
بن بختیشوع،[١]
صالح بن بهلة هندی[٢] و تنی چند از دانشمندان و اهل نظر، سخن از طبّ و تندرستی
و تدبیر خوردنیها و آشامیدنیها به میان آمد و در بارۀ آن به بحث و نظر نشستند
و از چگونگی تكوین و ساختار بدن انسان و طبایع چهارگانۀ متضاد در آن و سود و زیان غذاها سخن راندند. در این میان، ابو الحسن علی بن موسی الرضا٧ ساكت نشسته بود. مأمون از ایشان خواست كه وارد گفت و گو شود و در بارۀ موضوع بحث سخن بگوید.
امام رضا٧ فرمود:
من در این باره تجربیاتی دارم كه درستی آن را با آزمایش، گذشت زمان و بهرهمندی از دانش گذشتگان دریافتهام كه عذری برای ندانستن و وانهادن این تجربیات وجود ندارد.
امام رضا٧ در ادامه میافزاید:
آن مطالب را همراه برخی دیگر از نكتههای مربوط به آن _ كه آگاهی از آن مورد نیاز است _ مکتوب خواهم كرد.
آوردهاند که مأمون در آن روز عازم بلخ بود و شتابان بدان دیار رفت و امام٧ در نیشابور ماند. آن گاه، مأمون از بلخ نامهای به امام نوشت و از ایشان خواست كه به وعدهاش عمل كند. امام رضا٧ پس از دریافت نامه، رسالهای در این باره نگاشت كه متن كامل آن در جلد ٥٩ بحار الأنوار همراه با شرح و توضیح علاّمه مجلسی آمده است.
به منظور ارزیابی اعتبار این رساله و صحت انتساب آن به امام رضا٧، ابتدا قراین انتساب رساله به امام را بر میکاویم و سپس به ارزیابی سند و متن آن خواهیم پرداخت:
[١]. ر.ک: همان، ج٥٩، ص٣٥٦ (به نقل از ابو محمّد الحسن القمی).
[٢]. یوحنّا بن ماسویه، نژادش سریانی و مذهبش نصرانی بود. هارون الرشید، او را مأمور کرد تا کتابهای کهن پزشکی را که در شهرهای انقره، عموریه و دیگر بلاد روم وجود داشت و بر اثر استیلای مسلمانان بر آنها به دست آمده بود، به عربی ترجمه کند. به همین منظور، منصب «امین دار الترجمه» را به او واگذار کرد.
یوحنّا در دوران خلافت هارون الرشید، امین، مأمون و متوکّل عبّاسی همچنان در این منصب باقی بود. حنین بن اسحاق، شاگرد او بود. فوت او در سامرا به سال ٢٤٣ق، اتفاق افتاده است. آثاری از او در دانش پزشکی بر جای مانده است که از آنها کتاب الأدویة، کتاب الأغذیة و کتاب الفصد و الحجامة است. (تاریخ الأدب العربی، ج٣و ٤، ص٢٦٤).