علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٢٥ - آموزۀ بداء و علم الهیرضا برنجکار
تنزّه الله عن ذلک.[١]
رحیلی در کتاب خویش[٢] و عبدالله بخاری در حاشیهای که بر کتاب آلوسی نوشته است،[٣]نیز این روایت را آوردهاند و به آن اشکال کردهاند.
پاسخ
در پاسخ به این شبهه میتوان از دو دیدگاه روایت را بررسی نمود:
الف) بررسی سندی روایت،
ب) بررسی معنایی روایت.
بررسی سندی روایت
شبههکنندگان، این روایت را از سه منبع نقل کردهاند: کمال الدین و تمام النعمة (شیخ صدوق)، فرق الشیعة (نوبختی) و انوار النعمانیة (جزایری).
در کمال الدین مشاهده میشود که زیدیّه شبههای مبنی بر اثنا عشریه بودن ائمه
بیان میکنند و بیان میدارند که امام صادق٧ از ابتدا بر امامت اسماعیل تصریح کرده
و به آن اشاره نموده بود. سپس اسماعیل در زمان حیات پدرش وفات نمود و امام
صادق فرمودند:
ما بدا لله فی شیء کما بدا له فی اسماعیل ابنی.
شیخ صدوق در پاسخ میگویند:
هیچ روایتی مبنی بر معرفی اسماعیل به عنوان امام، توسط امام صادق٧ وجود ندارد و این قصهای است که آن را افرادی كه قایل به امامت اسماعیل بودند، درست کردهاند. و اما روایت «ما بدا لله فی شیء کما بدا له فی اسماعیل ابنی»، امام میگوید: ما ظهر لله أمر کما ظهر له فی اسماعیل ابنی إذا اخترمه فی حیاتی لیعلم بذلک انّه لیس بامام بعدی؛ یعنی امری بر خدا آشکار نشد، مانند آنچه در باره اسماعیل برای او آشکار شد که در زمان حیات من، جان او را گرفت تا بدین وسیله بدانند که او امام بعد از من نیست. [٤]
توضیح: در بررسی کتاب کمال الدین مشاهده میگردد که شیخ صدوق در این کتاب سعی کرده تمامی روایات مربوط به موضوع کتاب، چه روایات شیعی، و اهل سنّت و یا زیدیّه را بررسی کند و در این خصوص، صحت روایت از نظر سندی و متنی، مد نظرش نبوده و برای این حدیث خاص نیز هیچ سندی ذکر نکرده است.
[١]. اصول الکافی، ج١، ص١٤٩، ح ١.
[٢]. فرق معاصرة تنسب الی الاسلام و بیان موقف الاسلام منها، ج١، ص٤٤٣؛ و نیز ر.ک: منهج الاستدلال علی مسائل الاعتقاد عند اهل السنة و الجماعة، ج١، ص٢٧٣؛ الشیخ احسان الهی ظهیر منهجه و جهوده فی تقریر العقیدة و الرد علی الفرق المخالفة، ص٤٦٤؛ منهاج اهل السنة فی الرد علی الشیعة و القدریة، ص١٣٦؛ کتاب الناسخ و المنسوخ فی کتاب الله تعالی، ص٧؛ بطلان عقائد الشیعة، ص٢٣؛ الانتصار للصحب و الآل، ج١، ص٥٠.
[٣]. کتاب العین، ج١، ص١٣٩؛ معجم مقاییس اللغة، ج١، ص٢١٢؛ الصحاح، ج٦، ص٢٢٧٨؛ الغریبین فی القران والحدیث، ج١، ص١٥٧؛ مفردات الفاظ القرآن، ص١١٣؛ اساس البلاغة، ص١٨؛ لسان العرب، ج١٤، ص٦٥؛ المصباح المنیر، ص٤٠؛ القاموس المحیط، ج٤، ص٣٠٢؛ مجمع البحرین، ج١، ص٤٥؛ تاج العروس، ج١٩، ص١٨٩؛ لازم به ذکر است تنها در النهایه ابن اثیر بداء «استصواب شیء علم بعد أن لم یعلم» معنا شده است. ر.ک: النهایه فی غریب الحدیث، ج١، ص١٠٩، که او نیز معنای بداء را برای خداوند «قضا» بیان کرده و استعمال بداء را مجازی میداند و همان طور که مشاهده شد، بداء در هیچیک از کتب لغت این گونه معنا نشده است.
[٤]. «و البداء عند الروافض یلزم منه نسبة الجهل الی الله تعالی و انه لا یعلم الاشیاء الّا بعد حدوثها و هذا المعنی هو المتبادر من الروایات التی وردت فی کتبهم المعتبرة فی اثبات البداء و منزلته عندهم» (صب العذاب علی من سب الاصحاب، ص٣٤٩؛ و نیز ر.ک: بذل المجهود فی اثبات مشابهالرافضة للیهود، ج١، ص٣٢٥؛ الانتصار للصحب و الآل، ج١، ص٥٣؛ اهل السنّه و الشیعة بین الاعتدال و الغلو، ص١٠٤؛ موسوعة الرأی الآخر، ص٧٥٣).