علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٨٥ - روششناسی آرای حدیثی علامه عسکری در بوته سنجش
ورزیدند.[١]
به نظر میرسد با آن كه اخبار سبب نزول ماجرای مربوط به آیه را با تفصیل كامل در اختیار مفسران قرار میدهد و قرینه مناسبی برای فهم سریع آیه است؛ اما چنان نیست كه فهم آیه لزوماً متكی به آن اخبار باشد و قرآن خود بیان كننده این آیه نباشد و ندانستن سبب نزول آیه مفسر را در فهم آیه دچار خطا كند. اما ظاهر آیه در دلالت خود مشكلی ندارد؛ چون فقط از روا بودن سعی سخن میگوید و در مقام بیان وجوب یا استجباب نیست و با هر دو سازگار است. جالب آن است كه وقتی عروه از عایشه پرسید که پس طواف نكردن اشكال ندارد، عایشه پیش از اشاره به سبب نزول چنین میگوید: «كلّا لو كان كما تقول لكانت فلاجناح علیه أن لایطّوّف بهما...».
معنای سؤال در صورتی درست بود كه آیه میفرمود: گناهی بر او نیست كه طواف نكند. عایشه بر وجوب سعی تأكید كرده و میگوید پیامبراكرم٩ فرمود:« خذوا عنّی مناسككم». رسول خدا٩، طواف میان صفا و مروه را واجب كرده و كسی حق ندارد طواف میان آن دو را ترک كند.[٢]
بنا بر این، حكم از سیره رسول اكرم٩ بدون توجه به سبب نزول، روشن است. به علاوه، تعابیر مشابه قرآنی نشان میدهد كه در فرهنگ قرآنی تعبیر «لاجناح» در مواردی به كار میرود كه احیاناً مخاطب فكر میكرده ارتكاب عمل، گناه و ممنوع است.
نظیر این موضوع در آیه ١٠١ سوره نساء در باره نماز مسافر دیده میشود:
«و إذا ضربتم فی الأرض فلیس جناح أن تقصروا من الصلوة».
با این كه نماز قصر بر مسافر، حكمی الزامی و واجب است تعبیر «لاجناح» در مورد آیه به كاررفته است.
پس دلالت آیه در حد كلی آشكار بوده وفهم درست آن لزوماً متكی به اخبار سبب نزول نیست بلكه قرنیهای است بر تفصیل حكم شرعی و فهم صحیح آیه.[٣]
_ نمونهای دیگر:
بخاری نقل كرده است كه مروان بن حكم در باره این آیه با سؤال مواجه شد:
«و لا تحسبنّ الذین یفرحون بما أتوا و یحبّون أن یحمدوا بمالم یفعلوا فلا تحسبنّهم بمفازه
[١]. صحیح مسلم، ج١، ص١٩٥؛ مسند احمد، ش٧٤١٣؛ مجمع البیان، ج١، ص٣٦٣؛ اسباب النزول، ص٢٣؛ تفسیر العیاشی، ج١، ص٥٦؛ البرهان، ج١، ص٢٩؛ المیزان، ج١، ص٢٦٢؛ محاسن التأویل، ج١، ص٢٤؛ تفسیر نمونه، ج١، ص٤١٣؛ تاریخ قرآن، ص٦٢٨؛ اسباب النزول، حجتی، ص٩٠-١٨٧-١٨٤.
[٢]. تفسیر الطبری، ج١، ص٥٠١، ٥٠٢.
[٣]. همان.