علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٧١ - روششناسی آرای حدیثی علامه عسکری در بوته سنجش
شیخ طوسی ذیل این آیه مینویسد:
بادیه نشینان هنگامی که مسلمان شدند، برای فراگیری احکام اسلام همگی به سوی مدینه حرکت کردند. این حرکت سبب بالا رفتن قیمت اجناس و مشکلات و گرفتاریهای دیگر برای مردم مدینه شد که این آیه نازل شد و به آنها دستور داد لازم نیست همگی شهر و دیار خود را خالی کنند و برای فهم معارف اسلام به مدینه بیایند، بلکه کافی است گروهی این عمل را انجام دهند.[١]
علامه طباطبایی این معنا را با توجه به سیاق دور دانسته و مینویسد:
مقصود از «نفر»کوچ کردن به سوی خداست. بنا بر این، آیه شریفه در این مقام است که مؤمنین سایر شهرها را نهی کند از این که همگی به جهاد بروند، بلکه باید عدهای به مدینه آمده، احکام را از آن حضرت بیاموزند.[٢]
_ رشید رضا ذیل آیه: «سیقول السّفهاء من الناس...»[٣] نوشته است:
كار راویان اسباب نزول، مایه شگفتی است. آنها مجموعه به هم پیوسته كلام الهی را از هم گسسته و قرآن را قطعه قطعه و پراكنده كردهاند و میان آیات فاصله انداخته و برای هر جمله سبب نزول جداگانه آوردهاند.[٤]
_ در باره مصداق کلمه «خبیث» در آیه «ما کان الله لیذر المؤمنین علی ما أنتم علیه حتی یمیز الخبیث من الطّیب»،[٥] تفاسیرمختلفی آمده است:
١. منظور، منافق است. مجاهد و ابن جریج چنین تفسیری کردهاند که منافقین با تمسخر گفتند: محمد گمان میکند مؤمن و کافر را میشناسد. واحدی از کلبی این استهزا را به قریش نسبت داده است و از ابو العالیه نقل کرده که مؤمنین از پیامبر اکرم٩ در خواست نشانهای برای شناخت مؤمن از منافق کردند که این آیه نازل شد.[٦]
٢. منظور کافر به هجرت و جهاد است و این نظر را سبب نزولی که از سدی نقل شده، تأیید میکند؛ اما طبری با توجه به سیاق آیات، قول اول را پذیرفته و به سبب نزول توجهی نکرده است:
و التأویل الأول أولی بتأویل الآیة، لأنّ الآیات قبلها فی ذکر المنافقین و هذه فی سیاقها.[٧]
[١] عضو هیأت علمی دانشگاه فردوسی مشهد.
[٢]. البرهان فی علوم القرآن، ج١، ص١٤.
[٣]. بعضی از خاورشناسان به این نکته اشاره کردهاند که اصطلاح تفسیر گر چه برای شرح برخی متون مقدس به کار می رود، اما اگر به صورت مطلق استعمال شود، به تفسیر قرآن اشاره دارد. ر.ک: «تفسیر در دوران باستان»، دائره المعارف اسلام، مقاله تفسیر، ج٢، ص٩٩.
[٤]. ر. ک: مقاله نگارنده: «کاربرد اسباب نزول در گذر زمان».
[٥]. سورۀ توبه، آیۀ٣٧.
[٦]. سورۀ بقره، آیۀ١٨٩.
[٧]. جامع التفاسیر، مقدمه، ص٤٧-٤٨.