علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٩ - روششناسی آرای حدیثی علامه عسکری در بوته سنجش
دلالتهای مجازی به عنوان قراین ایفا میکند، توجه كرده است.[١]
سبب نزول به عنوان قرینه حالیه میتواند نقش عمدهای در تطبیق عناوین بر مصادیق و شناخت فضای نزول آیات برای دلالت در توسعه و تضییق مفاهیم و گشودن افقهای جدید دریافتن دلالتهای قرآنی ایفا کند. خلاصه این كه دستیابی به مدلول صحیح الفاظ و مقاصد و مضامین آیات و سور وابسته به اسباب و عواملی است كه از جمله
آنها شناخت و آشنایی با اسباب نزول است. اگر سبب نزول شناخته نشود، اسرار و حکمت نوع تعبیر آیات، ممکن است همچنان پیچیده بماند. خصوصیات و ویژگیهای نزول در این جهت مانند قراین و نشانهها و مقتضیات كلام بلیغان است كه فهم معنای حقیقی و تشخیص آن از مجاز و غیر مقصود را ممكن میسازد و نادیده گرفتن آن، ممكن است تحیّر و سردرگمی را در مقام برداشت و انحراف از اهداف تفسیری به دنبال بیاورد؛ چنان که راغب اصفهانی در باره آیات ٣٧ سوره توبه و ١٨٩ سوره بقره بدین مطلب اشاره کرده بود. حتی علامه طباطبایی; _ که برای سبب نزول نقش مهمی در فهم آیات قایل نیست[٢]_ با این حال، با استفاده از سبب نزول، معنای کلاله را به دست آورده و نوشته است:
این معنا از ریشه لغوی آن به دست نمیآید.[٣]
و از آن جا که قرآن كریم در تفهیم مراد خود بر قراین منفصله؛ از قبیل دلیل عقل و عرف خاص، اعتماد كرده است، بدون جست و جو و مطالعه همه جوانب، نمیتوان به ظهور ابتدایی آیات تمسک كرد. البته این بدان معنا نیست كه اسباب نزول موجب تخصیص آیه شریفه به همان مورد و عدم كاربرد مفهومی آن در دیگر موارد شود، بلكه سبب نزول در این جهت، تنها دریافتن مفهوم و معنای آیات كمک كرده و زمینه را برای تطبیق آن بر دیگر موارد و برداشتهای تفسیری هموار میسازد.
اما در مواردی گزارش روایات اسباب نزول توسط مفسران معنای عام آیه را محدود کرده و در مواردی هم مانع فهم صحیح آیه شده است. در مقابل، برخی از مفسران هوشمندانه به ارزیابی تمام جوانب آیات از جمله سیاق و سایر جزئیات پرداخته و توسعه مفهومی و حوزه کاری اسباب نزول را در تبیین فضای شکل گیری آیات، محدود کرده و با استفاده از اصل خاتمیّت و جاودانگی قرآن بر تدبر پیوسته در قرآن و ارائه فهمی روشمند از آن، متناسب با نیازهای هر عصر تأکید کردهاند.
باید دانست كه اعتقاد به تأثیر اسباب نزول در تفسیر آیات به معنای مسدود ساختن راه اندیشه و تفكر در زمینه آن آیات و رویآوری و سطحینگری و
[١]. برخی دیگر از اشخاصی که علامه عسکری در باره آنان توضیح داده است، عبارتاند از: مقداد بن اسود، سعد بن ابی وقاص، عبد الله بن مسعود، حجر بن عدی، تمیم داری و کعب الاحبار (ر.ک: همان، ج١، ص١٦١و ١٦٤ و ج٢، ص٤٨ و٥٢).
[٢]. همان، ج٢، ص١٧٧.
[٣]. همان، ج١، ص١١٨.