علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٧٠ - روششناسی آرای حدیثی علامه عسکری در بوته سنجش
محدوداندیشی نسبت به پیام آن نیست، بلكه در كنار بهره بردن از تمامی ابزارهای علمی و عقلی موجود در زمینه تفسیر، باید به اسباب نزول به عنوان ابزاری كار آمد و مؤثر نگریست.
از این رو، اینک نمونههایی چند از این آیات را خواهیم آورد که به نظر میرسد در بعضی موارد میتوان با بررسیهای فقط قرآنی، شواهد نزول آنها را به گونهای كه فهم درست این آیات را باعث شود، جست و جو كرد؛ شواهدی كه میتواند ما را از روایات و اخبار مربوط بی نیاز سازد یا مرجع مطمئنی برای ارزیابی اخبار مزبور به حساب آیند. در مواردی نیز اتکا به اسباب نزول مانع فهم آیات شده که نمونههایی خواهیم آورد و در مواردی هم روایات اسباب نزول باعث تضییق معنا شده است.
گفتنی است در برخی از آیات، با نگاه به روایات اسباب نزول و قراین دیگر روشن میشود. از لفظ عام آیه معنایی خاص اراده شده و به اصطلاح قضیهای خارجیه است. که در چنین مواردی نمیتوان آیه را به غیر آن مورد خاص تعمیم داد. بحث در باره این گونه موارد مجالی دیگر میطلبد و مورد بحث ما نیست.
* نمونههایی از آیاتی که بدون توجه به سبب نزول، معنا و مفهوم مستقل دارند و در دلالت خود نیاز به روایات اسباب نزول ندارند:
_ مفسران در مواردی بعد از بیان اخبار سبب نزول، معنای آیه را با استفاده از قراین
دیگر بیان کرده و به روایت سبب نزول توجهی نکردهاند؛ فخر رازی ذیل آیه: «و ما کان المؤمنون لینفروا کافةً فلولا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدّین و لینذروا قومهم إذا رجعوا إلیهم لعلهم یحذرون»،[١] پس از آن که تفسیرهای مختلفی ارائه کرده است
از سبب نزول آیه که آن را در هجرت برای جهاد در راه خدا محدود میکند، دست کشیده و نوشته است:
تأویل دوم، با این که با سبب نزول و سیاق آیات سازگار نیست، ولی مورد قبول است و آن، این که خداوند متعال پس از آن که در این سوره به هجرت و سپس به جهاد در راه خدا _ که هر دو عبادت هستند _ فرمان داد، اکنون به عبادت تفقه و فهم در دین فرمان داده است.[٢]
در حالی که طبری و قرطبی با استناد به همان اسباب نزول گفتهاند:
منظور، آن است که گروهی از مسلمانان به میدان جهاد بروند و در صحنه جهاد با تعلیمات اسلام آشنا شوند ... و به هنگام مراجعت به دوستان خود گوشزد کنند.[٣]
[١]. الجامع الصحیح، ج٤، ص١٣٤؛ السنن (نسایی)، ج٦، ص١٢٦.
[٢]. زاد المعاد فی هدی خیر العباد، ج٣، ص٤٠٣.
[٣]. فتح الباری فی شرح صحیح البخاری، ج٩، ص١٤٥؛ معالم المدرستین، ج٢، ص٢٧٨.