علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤٩ - بررسی روایات فضایل و مثالب شهر قم
شاید به دلیل همین رابطه نزدیک خلیفه دوم با یهودی زادگان مدینه بود[١] که بعضی از محققان، سیاست توقیف تدوین حدیث را نظریهای یهودی دانستهاند که مکتب خلفا آن را فرا گرفته و در جامعه اسلامی رواج داد.[٢]
خاستگاه احادیث منع کتابت
مخالفان نگارش حدیث برای آن که به باور خود مشروعیت بخشند، به روایاتی استناد نمودند که نشانگر مخالفت پیامبر٦ با کتابت حدیث است.[٣] این در حالی است که نصوص فراوانی وجود دارد که نشان میدهد رسول خدا٦ به ثبت و ضبط گفتار خود اهتمام میورزید.[٤] اما نکته قابلِ تأمل، آن که هیچ یک از این روایات، به طلایهداران مخالفت با کتابت، یعنی خلفای پس از پیامبر٦، نسبت داده نشده است؛ یعنی نه ابوبکر _ که برای اولین بار احادیثِ نگاشته از رسول خدا٦ را به آتش کشید _ و نه عمر بن خطاب _ که دامنۀ این منع را گستراند _ هرگز به نهی پیامبر٦ استناد نکردند و شکّی نیست که اگر برای منع تدوین حدیث مستندی شرعی، همچون سنت نبوی، وجود داشت، بیتردید بدان تمسک میجستند. دکتر امتیاز احمد در این باره مینویسد:
معارضان با کتابت حدیث، انگیزههای شخصی داشتند، و گر نه چرا آنان و حتی
عمر _ که بیشتر از هر کس در این زمینه کوشید _ به هیچ حدیث و منع شرعی صادر شده از پیامبر٦ استناد نکردند؟ این، نشانگر آن است که نصّ روشنی در این باره نبوده است.[٥]
بدین جهت، علامه عسکری هم کلام با دیگر محققان بر این باور است که احادیث دال بر منع كتابت، جعلی بوده و در دورههای پسین به پیامبر٦ نسبت داده شده است.[٦] اما بر خلاف دیگران _ که در باره زمان جعل این احادیث سخنی نگفتهاند _ علامه عسکری خاستگاه این دسته از روایات را دوران معاویه و حاصل سیاست شوم وی در جعل حدیث دانسته است.[٧]
انگیزه مخالفان نگارش حدیث
[١]. چنان که علامه شوشتری، علامه بلاغی، علامه موسوی سبزواری، علامه شعرانی و علامه طباطبایی از جمله اندیشمندانی هستند که آرای حدیثیشان مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است.
[٢]. ر.ک: «نقش اطلاعات تاریخی در شناخت حدیث»، ص١٢٠؛ «تاریخ صدور حدیث»، ص٢.
[٣]. تاریخ حدیث شیعه (عصر حضور)، ص٤.
[٤]. در مقابل قول مشهور، فرقهای از مسلمین با نام «قرآنیون» حجیت و اعتبار سنت را نپذیرفتهاند. ر.ک: «الاسلام هو القرآن وحده» و نیز: دراسات فی الفرق القرآنیون و شبهاتهم حول السنه.
[٥]. ر.ک: معالم المدرستین، ج٢، ص١٧ و ١٨.
[٦]. همان، ص١٧.
[٧]. همان، ص١٨.