شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٠ - فصل در بيان آنكه در وقت مردن بعضى از احوال غيب بر او مكشوف شود
محتضر و گويد: «اى بنده خدا، آيا گرفتى آزادى خويش و برائت و امان خود را؟ و آيا چنگ زدى به پشتيبانهاى بزرگ در زندگانى دنيا؟» پس خداوند او را موفق كند، و گويد: «آرى.» پس از آن ملك الموت گويد: «چه چيز بود آن؟» جواب دهد:
«ولايت على بن ابى طالب، عليه السلام.» مىگويد: «راست گفتى. اما آنچه را از آن مىترسيدى، امان داد خداوند تو را، و آنچه را كه آرزو داشتى رسيدى به او، بشارت باد تو را به رفاقت گذشتگان نيكو، رسول خدا و على و امامان از اولاد او، عليهم السلام.» پس جان او را با مدارا بگيرد، و كفن از بهشت براى او آورد، و حنوط او مثل مشك خوشبوى باشد. پس به آن كفن او را كفن كنند، و به آن حنوط حنوط نمايند، پس از حلّههاى زرد بهشتى حلّهاى به او بپوشانند. و وقتى كه او را در قبر گذاشتند درى از درهاى بهشت بر او باز شود كه داخل شود بر او از روح و ريحان بهشتى. پس از آن، به او گفته شود: «بخواب همچون عروس در فراش خود، بشارت باد تو را به روح و ريحان و نعمتهاى بهشت و پروردگارى كه بر تو خشمناك نيست.
فرمود حضرت صادق، عليه السلام: و وقتى كه در رسد كافر را مرگ، حاضر شود پيش او رسول خدا و على و امامان و جبرئيل و ميكائيل و ملك الموت عليهم السلام. پس، جبرئيل نزديك او آيد و گويد: «اى رسول خدا، همانا اين شخص بغض داشت به شما اهل بيت، پس بغض داشته باش به او.» رسول خدا مىفرمايد: «اى جبرئيل، اين بغض داشت به خدا و رسول او و اهل بيت رسول او، پس بغض داشته باش [به] او.» پس جبرئيل گويد: «اى ملك الموت، اين شخص بغض داشت به خدا و رسول او و اهل بيتش، پس بغض داشته باش به او و سخت بگير بر او.» پس ملك الموت نزديك [شود] به او و مىگويد: اى بنده خدا، آزادى خود را گرفتى؟ برائت و امان خود را گرفتى؟ به نگهبان بزرگ تمسّك جستى در زندگانى دنيا؟» مىگويد: «نه.» پس مىگويد ملك الموت به او: «بشارت باد تو را اى دشمن خدا به غضب خداوند و عذاب او و آتش. اما آنچه را كه آرزو داشتى، فوت شد از تو، و آنچه را مىترسيدى، نازل شد به تو.» پس از آن، بيرون آورد جانش را بيرون آوردن سختى، پس از آن بگمارد به روح او سيصد شيطان را كه آب دهن به روى وى افكنند و اذيت شود از بوى آن. و وقتى او را در قبر نهند، باز شود به رويش درى از درهاى آتش، داخل شود بر او از وزش باد آن و شعله آن.»- انتهى.
و ببايد دانست كه عالم برزخ هر كس نمونهاى از نشئه قيامت اوست. و برزخ