شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٤٩ - فصل در بيان صورت ملكوتيه عصبيت
است، و به هر صورت كه صورت آن طايفه است خود را محشور ببيند، و خود نيز نفهمد كه در دنيا اظهار عقيده حقه مىكرده و در سلك امت رسول خاتم، صلّى اللّه عليه و آله، منسلك بوده. چنانچه در حديث وارد است كه اهل جهنم اسم رسول اللّه، صلّى اللّه عليه و آله، را فراموش كنند و خود را نتوانند معرفى كنند، مگر بعد از آنكه اراده حق تعالى به خلاص آنها تعلق گيرد. [١] و چون اين خلق به حسب بعضى احاديث از خواص شيطان است، شايد اعراب جاهليت و انسان داراى عصبيت جاهليت به صورت شيطان محشور گردد. كافى في الصّحيح عن أبي عبد اللّه، عليه السّلام، قال إنّ الملائكة كانوا يحسبون أنّ إبليس منهم، و كان في علم اللّه أنّه ليس منهم، فاستخرج ما في نفسه بالحميّة و العصب، فقال: «خلقتني من نار و خلقته من طين.» [١] يعنى «همانا ملائكه گمان مىكردند كه شيطان از آنهاست، و در علم خدا چنين بود كه او از آنها نيست. پس خارج كرد آنچه در نفسش بود به حميت و عصبيت، پس گفت: «مرا خلق كردى از آتش و آدم را خلق كردى از گل.» پس اى عزيز، بدان كه اين خلق خبيث از شيطان است، و اغلوطه آن ملعون و قياس باطل غلطش به واسطه اين حجاب غليظ بود. اين حجاب كليه حقايق را از نظر مىبرد، بلكه تمام رذايل را محاسن جلوه مىدهد و تمام محاسن غير را رذيله نمايش دهد، و معلوم است كار انسانى كه جميع اشيا را بر غير واقعيت خود ببيند به كجا منتهى شود. و علاوه بر آنكه خود اين رذيله موجب هلاك انسان است، منشأ بسيارى از رذايل نفسانى و مفاسد اخلاقى و اعمالى شود كه ذكر آنها موجب ملالت است.
پس، انسان عاقل كه اين مفاسد را از اين خلق فاسد فهميد و به شهادت صادق مصدّق رسول اكرم و اهل بيت معظمش، صلوات اللّه عليهم أجمعين، اذعان كرد كه اين ملكه انسان را به هلاكت مىكشاند و اهل آتش مىكند، بايد درصدد علاج نفس برآيد، و اگر خداى نخواسته در دل او از اين خلق به قدر خردلى هست، خود را از آن پاك و پاكيزه كند كه در وقت مهاجرت از اين عالم و انتقال به عالم آخرت و رسيدن اجل مقدر پاك باشد و با نفس صافى منتقل شود. و بايد بداند انسان كه مجال بسيار كم است و وقت تنگ است، زيرا كه انسان نمىداند چه وقت روز ارتحال اوست.
اى نفس خبيث نويسنده، شايد در همين حال كه مشغول نوشتنى، اجل مقدّر
[١] مرحوم فيض (ره) در علم اليقين (ج ٢، ص ١٠٤٢ و ١٠٤٣) روايتى را با همين مفهوم نقل مىكند.
______________________________
[١] اصول كافى، ج ٢، ص ٣٠٨، «كتاب ايمان و كفر»، «باب العصبية»، حديث ٦.