شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٣٦ - فصل
و اگر از تجلى فيض اقدس استعداد بيش از اين اندازه باشد، پس از اين صعق و فنا نيز انس حاصل آيد و سالك به خود آيد، و مورد تجليات ذاتيه گردد، تا آخر مرتبه فناى ذاتى و صعق كلى سير تمام شود و فناى تامّ حاصل آيد. و من يخرج من بيته مهاجرا إلى اللّه و رسوله ثمّ يدركه الموت فقد وقع أجره على اللّه. [١] بعضى گويند اشاره به اين اولياء اللّه و سالكين إلى اللّه است، و اجر اين سالك جز با ذات مقدس نيست.
و گاه افتد كه براى سالك در اين مقام نيز افاقه حاصل آيد، پس به حسب استعداد خود و مناسبت احاطه عين ثابتش به هدايت خلق قيام كند: يا أيّها المدّثّر. قم فأنذر. [١] و اگر عين ثابتش تابع «اسم اعظم» باشد، دايره نبوّت به او ختم شود، چنانچه به رسول اكرم و نبىّ معظّم خاتم، صلّى اللّه عليه و آله، ختم شد. و احدى از موجودات اوّلين و آخرين و انبياى مرسلين [عين] ثابتشان تابع اسم اعظم و ظهور ذات به جميع شئون نبود، از اين جهت ظهور به تمام شئون پيدا كرد، و غايت ظهور به هدايت حاصل شد و كشف كلى واقع گرديد، و نبوّت ختم به وجود مقدسش شد.
و اگر فرضا از اوليا به تبع آن ذات مقدس و هدايت او بدين مقام رسد، كشفش عين همين خواهد بود، و تكرار در تشريع جايز نخواهد بود. پس دايره نبوّت به وجود مقدسش به آخر رسيد و لبنه آخرى را در دايره نبوّت گذاشت، چنانچه در حديث است. [٢] و بايد دانست كه عبادات و كيفيات معنويه آنها براى صاحب هر يك از اين مقامات مذكوره بسيار مختلف و در نهايت متفاوت است. و از براى هر يك حظى و نصيبى است از مناجات حق كه براى ديگرى [كه] به آن مقام نايل نشده آن حظ و نصيب نيست. البته آنچه از براى حضرت صادق، عليه السلام، در حال عبادت حاصل شده از براى ديگران ممكن نيست، چنانچه از فلاح السائل سيّد ابن طاووس، قدّس اللّه سرّه، منقول است كه فرمود: فقد روى أنّ مولانا، جعفر بن، محمّد الصادق، عليه السّلام، كان يتلو القرآن في صلاته، فغشى عليه فلمّا أفاق سئل ما الّذي أوجب ما انتهت حالك إليه؟ فقال ما معناه: ما زلت أكرّر آيات القرآن حتّى بلغت إلى حال كأنّنى سمعتها مشافهة ممّن أنزلها على المكاشفة و العيان، فلم
[١] «اى جامه به خود پيچيده، بر خيز و بيم ده.» (مدثر- ١- ٢)
[٢] پيغمبر (ص) فرمودند: مثلى في النّبيين كمثل رجل بنى دارا فأحسنها و أكملها و اجملها و ترك فيها موضع لبنة لم يضعها فجعل النّاس يطوفون بالبنيان و يعجبون منه و يقولون: لو تمّ موضع هذه اللبنة. فأنا في النّبييّن موضع تلك اللّبنة. پيغمبر (ص) فرمودند: مثال من در جمله پيامبران مثال مردى است كه خانهاى بسازد پس آن را نيكو و كامل و زيبا گرداند و در آن جاى يك خشت را خالى گذارد و آن را قرار ندهد. مردم دور آن ساختمان به گردش در آيند و از آن شگفت زده شوند و بگويند: كاش جاى اين خشت پر بود. پس من در جمله پيامبران جاى آن خشت هستم. كنز العّمال، ج ١١، ص ٤٢٢، حديث ٣١٩٨١.
______________________________
[١] (نساء- ١٠٠).