شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩١ - در بيان نكته ديگر
آزاد فرمايد، [١] و حضرت امير المؤمنين (ع) هزار بنده آزاد فرمود از كدّ يمين خود، [٢] و غير ذلك كه ذكر آنها موجب تطويل شود.
در بيان نكته ديگر
و ما ختم مىكنيم اين مقام را به ذكر نكتهاى دانستنى. و آن اين است كه در آيه شريفه وارد است: لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ. [١] يعنى «هرگز به خوبى نايل نشويد، مگر آنكه در راه خداوند انفاق كنيد از آنچه دوست مىداريد.» و در حديث است كه «حضرت صادق، عليه السلام، صدقه مىدادند به شكر، پرسيدند: «چطور به شكر صدقه مىدهيد؟» فرمود: «شكر را از هر چيز بيشتر دوست دارم، و ميل دارم به آن چيزى كه محبوبترين اشياست پيش من صدقه دهم. [٣]» و در حديث است كه «حضرت امير، عليه السلام، جامهاى خريدارى فرمود و از آن خوشش آمد و آن را صدقه داد و فرمود: شنيدم رسول خدا، صلّى اللّه عليه و آله، مىفرمود: «كسى كه اختيار كند غير را بر خودش، خداوند بهشت را روز قيامت براى او اختيار كند، و كسى كه دوست داشته باشد چيزى را، پس آن را براى خدا قرار دهد، خداى تعالى روز قيامت فرمايد: بندگان به يكديگر جزا مىدادند به معروف، و من جزاى تو را امروز بهشت دهم. [٤]» و روايت شده كه يكى از اصحاب وقتى همين آيه شريفه وارد شد، يك باغى داشت بين خويشاوندانش قسمت كرد و آن را از همه اموالش بيشتر دوست داشت، پس رسول خدا، صلّى اللّه عليه و آله، فرمود: «خوشا به حال تو! خوشا به حال تو! كه اين حال سودمندى است براى تو.» [٥] و از براى جناب ابو ذر غفارى ميهمانى آمد. فرمود به او كه من شغلى دارم، و از براى [من] شترهايى است برو بهترين آنها را بياور. ميهمان رفت و يك شتر لاغرى آورد. ابو ذر فرمود: به من خيانت كردى. گفت: بهترين شترها شتر فحل بود، به يادم آمد روز احتياج شما را به سوى آن. ابو ذر فرمود: روز احتياج من به آن روزى است كه مرا در قبر مىگذارند با آنكه خداى تعالى فرمايد: «هرگز به برّ و نيكويى نرسيد مگر آنكه انفاق كنيد آنچه را دوست مىداريد.» و فرمود در مال سه شريك است: يكى قدر است، كه فرقى نكند پيش آن كه خوب يا بد آن را ببرد به هلاك
[١] عن جعفر بن محمّد (ع) أنّه قال في الرّجل يعتق المملوك يعتق اللّه عزّ و جلّ بكلّ عضو منه عضوا من النّار.
وسائل الشيعة، ج ١٦، ص ٢، «كتاب العتق»، باب ١، حديث ١.
[٢] از امام صادق (ع) در حديثى بلند مروى است: و لقد أعتق علىّ، عليه السلام، ألف مملوك لوجه اللّه عزّ و جلّ، و برت [دبّرت] فيهم يداه. (على (ع) براى خشنودى خداوند عز و جل هزار بنده را از دسترنج خود آزاد كرد.) منبع پيشين، ص ٣، حديث ٣.
[٣] عن أبي عبد اللّه عليه السلام قال: كان يتصدّق بالسّكّر فقيل له: تتصدّق بالسّكّر! فقال: ليس شى أحبّ إلىّ منه فانا أحبّ أن أتصدّق بأحبّ الأشياء إلىّ. تهذيب الاحكام، ج ٤، ص ٣٣١، «كتاب الصيام»، «باب الزيارات»، حديث ١٠٤.
[٤] قد روى عن أبي الطّفيل قال اشترى علىّ (ع) ثوبا، فأعجبه، فتصدّق به، و قال: سمعت رسول اللّه يقول: من آثر على نفسه، آثره اللّه يوم القيامة بالجنة. و من أحبّ شيئا فجعله للّه، قال اللّه تعالى يوم القيامة: قد كان العباد يكافؤن فيما بينهم بالمعروف، و أنا أكافيك اليوم بالجنّة. مجمع البيان، در تفسير آيه ٩٢ سوره «آل عمران».
[٥] روى أنّ أبا طلحة قسّم حائطا له في أقار به عند نزول هذه الآية، و كان أحبّ أمواله إليه. فقال له رسول اللّه (ص):
بخّ بخّ! ذلك مال رابح لك. مجمع البيان، در تفسير آيه ٩٢، سوره «آل عمران».
______________________________
[١] (آل عمران- ٩٢).