شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٥ - فصل در بيان آنكه منشأ عجب حب نفس است
نُسُكي و مَحْياىَ و مَماتي للَّه رَبّ العالَمينَ. [١] آيا وجهه قلب شما به فاطر سماوات و ارض است؟ آيا شما مسلميد و از شرك خالصيد؟ آيا نماز و عبادت و محيا و ممات شما براى خداست؟ آيا خجالت ندارد در نماز مىگويى الْحَمْدُ للَّه رَبِّ الْعالَمينَ؟ آيا شما جميع محامد را از آن حق مىدانيد، يا اينكه براى بندگان، بلكه براى دشمنان او محمدت ثابت مىكنيد؟ آيا دروغ نيست قول تو كه مىگويى ربّ العالمين، با اينكه ربوبيت را در همين عالم براى غير ثابت مىكنى؟ آيا توبه ندارد؟ خجلت ندارد إيّاكَ نَعْبُدُ و إيّاكَ نَسْتَعين؟ آيا تو عبادت خدا مىكنى يا عبادت بطن و فرج خود؟ آيا تو خدا خواهى يا حور العين خواه؟ آيا تو استعانت از خدا فقط مىطلبى، يا در كارها چيزى كه در نظر نيست خدا [است]؟ آيا تو به زيارت بيت اللّه كه مىروى، مقصد و مقصودت خداست و مطلب و مطلوبت صاحب خانه است و قلبت مترنم است به قول شاعر: و ما حبّ الدّيار شغفن قلبى؟ [١] خدا جو هستى؟ آثار جمال و جلال حق را مىطلبى؟ آيا تو براى سيد مظلومان اقامه عزا مىكنى به سر و سينه براى او مىزنى، يا براى رسيدن به آمال و آرزوى خودت؟ شكمت تو را وادار مىكند مجلس عزادارى بر پا كنى؟ شهوت وقاع تو را وادار مىكند نماز جماعت بروى؟
هواى نفس تو را به مناسك و عبادات مىكشد؟
اى برادر، در مكايد نفس و شيطان دقيق شو. بدان كه نمىگذارند تو بيچاره يك عمل خالصى بكنى، و همين اعمال غير خالصه را كه خداوند به فضلش از تو قبول كرده نمىگذارند به سر منزل برسانى. كارى مىكنند كه به واسطه اين عجب و تدلّل بيجا همه اعمالت به باد فنا برود، اين نفع هم از جيبت برود. از خدا و رضاى او كه دورى، به بهشت و حور العين هم نمىرسى، سهل است، مخلّد در عذاب و معذب در آتش قهر هم مىشوى. تو گمان كردى به واسطه اين اعمال پوسيده گنديده سر و دست شكسته مخلوط به ريا و سمعه و هزار مصيبت ديگر، كه هر يك مانع از قبولى اعمال است، استحقاق بر حق تعالى پيدا كردى؟! يا از محبين و محبوبين شدى اى بيچاره بيخبر از حال محبّين، اى بدبخت بىاطلاع از دل محبّين و آتش قلب آنها، اى بىنواى غافل از سوز مخلصين و نور اعمال آنها، تو گمان كردى آنها هم اعمالشان مثل من و توست! تو خيال مىكنى كه امتياز نماز حضرت امير المؤمنين، عليه السلام، با ما اين است كه «مدّ» «و لا الضّالين» را طولانىتر مىكند؟ يا قرائتش صحيحتر است؟ يا طول سجود و ركوع و اذكار و اورادش بيشتر است؟ يا امتياز آن بزرگوار به اين است كه شبى چند صد ركعت نماز مىخواند؟ يا
[١] مصرع نخست از اين بيت است: و ما حبّ الدّيار شغفن قلبى و لكن حبّ من سكن الدّيارا. (دوستى ديار دلم را نبرده است، بلكه دل در گرو دوستى ساكن آن دادهام.) در جامع الشواهد (ج ٣، ص ٢٤٤، «باب الواو بعده الميم») آمده كه شاعر اين شعر ناشناخته است.
______________________________
[١] (انعام ٧٩).