شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٣ - تكميل در بيان آنكه تمام موجودات را علم و حيات است
تكميل در بيان آنكه تمام موجودات را علم و حيات است
بدان كه از براى توبه حقايق و لطايف و سرايرى است. و از براى هر يك از اهل سلوك إلى اللّه توبه خاصى است كه مختص به مقام خودشان است. و چون از آن مقامات ما را حظ و نصيبى نيست، اشتغال به آن بتفصيل چندان مناسب با اين اوراق نيست. پس، بهتر آن است كه ختم كنيم مقام را به ذكر نكته [اى] كه از حديث شريف مستفاد مىشود، و مطابق ظاهر كتاب كريم الهى و احاديث كثيره در ابواب متفرقه است. و آن اين است كه هر يك از موجودات داراى علم و حيات و شعور است، بلكه تمام موجودات داراى معرفت به مقام مقدس حق جلّ و علا هستند، چنانچه وحى به اعضا و جوارح و به بقاع ارض به كتمان و اطاعت آنها فرمان الهى را، و تسبيح تمام موجودات، كه در قرآن شريف نصّ بدان شده و احاديث شريفه مشحون به ذكر آن است، [١] خود دليل بر علم و ادراك و حيات آنها، بلكه دليل بر ربط خاص بين خالق و مخلوق است كه احدى از آن مطلع نيست جز ذات مقدّس حق تعالى و من ارتضى من عباده. [٢] و اين خود يكى از معارف است كه قرآن كريم و احاديث ائمه معصومين گوشزد بنى الانسان فرمودند، و موافق با برهان حكماى اشراق و ذوق اصحاب عرفان و مشاهدات ارباب سلوك و رياضت است.
و در علوم عاليه ما قبل الطبيعه به ثبوت پيوسته است كه وجود عين كمالات و اسماء و صفات است، و در هر مرحله ظهور پيدا كند و در مرآتى تجلى نمايد، با جميع شئون و كمالات، از حيات و علم و ساير امهات سبعه، ظاهر گردد و متجلى شود، و هر يك از مراحل تجلى حقيقت وجود و مراتب تنزلات نور جمال كامل معبود داراى ربط خاص به مقام «احديت» و معرفت كامنه خفيه به مقام ربوبيت مىباشد، چنانچه در آيه شريفه فرمايد: ما مِنْ دابَّةٍ إلّا هُوَ آخِذٌ بنِاصِيِتَها. [٣] گويند «هو» اشاره به مقام غيب هويّت. و «اخذ ناصيه» همان ربط اصل غيبى سرّى وجودى است كه هيچ موجودى را راهى به معرفت آن نيست.
[١] «و إن من شيء إلّا يسبّح بحمده و لكن لا تفقهون تسبيحهم. (اسراء- ٤٤) در تفسير برهان ذيل اين آيه ٨ روايت در تسبيح موجودات آمده است.
[٢] اشاره است به آيه مباركه عالِمُ الغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْببَهِ أَحَداً إلّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ. (او داناى غيب است و بر عالم غيب او كسى آگاه نيست مگر آن كسى كه از رسولان برگزيده است.) (جن- ٢٧).
[٣] «جنبندهاى نيست مگر آنكه زمام او به دست حق است.» (هود- ٦٠).