شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٨ - فصل
و اخبار در اين زمينه بسيار است، ولى براى اهل اعتبار همين بس است. خدا مىداند كه انقطاع از رسول اكرم، صلّى اللّه عليه و آله، و خروج از تحت حمايت آن سرور چه مصيبت عظيمى است. و حرمان از شفاعت آن سرور و اهل بيت معظّم او چه خذلان بزرگى است. گمان مكن كه بدون شفاعت و حمايت آن بزرگوار كسى روى رحمت حق و بهشت موعود را ببيند. اكنون ملاحظه كن مقدم داشتن هر امر جزئى، بلكه نفع خيالى، را بر نماز كه قرّة العين رسول اكرم، صلّى اللّه عليه و آله، و بزرگ وسيله رحمت حق است و اهمال كردن درباره آن و به آخر وقت انداختن بدون عذر و حفظ نمودن حدود آن، آيا تهاون و استخفاف است يا نيست؟ اگر هست، بدان كه به شهادت رسول اكرم، صلّى اللّه عليه و آله و شهادت ائمه اطهار، عليهم السلام، از ولايت آنها خارج و به شفاعت آنها نايل نشوى. اكنون ملاحظه نما اگر احتياج به شفاعت آنها دارى و ما يلى كه از امت رسول اكرم، صلّى اللّه عليه و آله، باشى، بزرگ بشمار اين وديعه الهيه را و اهميت بده به آن، و الا خود دانى. خداى تعالى و اوليا او بىنيازند از عمل من و تو، بلكه بيم آن است كه اگر اهميت ندادى، منجر به ترك آن شود و از ترك به جحود رسد كه كارت يكسره شود و به شقاوت ابدى و هلاكت دائمى رسى.
و از فراغت وقت مهمتر فراغت قلب است. بلكه فراغت وقت نيز مقدمهاى براى اين فراغت است. و آن چنان است كه انسان در وقت اشتغال به عبادت، خود را از اشتغالات و هموم دنيايى فارغ كند، و توجه قلب را از امور متفرقه و خواطر متشتته منصرف نمايد، و دل را يكسره خالى و خالص براى توجه به عبادت و مناجات با حق تعالى نمايد. و تا فراغت قلب از اين امور حاصل نشود، تفرغ براى او و عبادت او حاصل نشود. ولى بدبختى آن است كه ما تمام افكار متشتته و انديشههاى متفرقه را ذخيره مىكنيم براى وقت عبادت! همينكه تكبيرة الاحرام نماز را مىگوييم، گويى در دكان را باز كرديم، يا دفتر محاسبات را گشوديم، يا كتاب مطالعه [را] مفتوح نموديم، دل را مىفرستيم به سوى اشتغال به امور ديگر و از عمل بكلى غافل شده، يك وقت به خود مىآييم كه به حسب عادت به سلام نماز رسيديم! حقيقتا اين عبادت فضاحتآور است و اين مناجات شرم انگيز است.
عزيزم، تو مناجات با حق را مثل تكلم با يك نفر بندگان ناچيز حساب كن. چه شده است كه اگر با يك نفر از دوستان، سهل است با يك نفر از بيگانگان، اشتغال به