شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٣ - فصل
احاديث ابتلا انبيا كه وارد شده از طرق عامه و خاصه) دلالت واضحه است بر آنكه انبيا و اوصيا در امراض حسيه و بليّات جسميه مثل غيرشان هستند. بلكه آنها اولى به آن هستند از غير، براى بزرگ شدن اجر آنها كه موجب تفاضل در درجات است. و اين منافات با مقام آنها ندارد، بلكه آن موجب تثبيت امر آنها شود. و اگر آنها مبتلا نشوند به بليات، با آنكه از دست آنها معجزات و خارق عادات صادر مىشود، گفته شود درباره آنها آنچه نصارى درباره پيغمبرشان گفتند. و اين تعليل در روايات وارد است.»- انتهى. [١] و محقق مدقق طوسى و حكيم عظيم قدوسى [١]، عطّر اللّه مرقده، در تجريد فرمايد در ضمن آنچه انبيا بايد از آن مبرا باشند: و هر چه تنفر از آن حاصل آيد. و علامه علماى اسلام [٢]، رضوان اللّه عليه، فرمايد در شرح آن: و بايد منزه باشد از امراض منفّره، مثل سلس و جذام و برص، براى اينكه اينها تنفر آورد و منافى با غرض از بعثت است. [٣] نويسنده گويد گر چه مقام نبوت تابع كمالات نفسانيه و مدارج روحانيه است و ربطى به مقام جسمانيت ندارد و امراض و نقايص جسمانيه ضررى به مقام روحانى آنها نرساند و امراض منفّره از علوّ شأن و عظمت رتبه آنها چيزى ناقص نكند، اگر مؤكد كمالات آنها نباشد و مؤيد درجات آنها نگردد، چنانچه اشاره به آن شد، ليكن آنچه اين دو محقق اشاره بدان كردند خالى از وجه نيست، زيرا كه چون عامه مردم تميز ما بين مقامات را نمىدهند و گمان مىكنند كه نقص جسمانى از نقص روحانى يا ملازم با او است، و بعضى از نقايص را منافى با مقام علوّ شأن و عظمت مرتبت دانند، لهذا عنايت حق چنان اقتضا كند كه پيغمبران را كه صاحب شريعت و مبعوث به رسالت هستند به امراضى كه موجب تنفر طباع و استيحاش مردم است مبتلا نفرمايد. پس، عدم ابتلاى آنها نه از براى آن است كه ابتلاى به آن نقص مقام نبوت است، بلكه براى اكمال فايده تبليغ است. بنابراين، مانع ندارد ابتلاى بعض انبيا كه صاحب شريعت نيستند، و ابتلاى اولياء بزرگ و مؤمنين به اين گونه بليات.
چنانچه حضرت ايّوب و جناب حبيب نجار مبتلا بودند. و اخبار كثيره وارد شده در ابتلاى حضرت ايّوب.
فمن ذلك ما روى عن تفسير عليّ بن إبراهيم، عن أبي بصير، عن أبي عبد اللّه، عليه السّلام، في حديث طويل قال: فسلّطه على بدنه ما خلا عقله و
[١] محمد بن حسن طوسى معروف به «خواجه نصير» و «محقق طوسى» (٥٩٧- ٦٧٢) از حكماء و دانشمندان مشهور اسلام است در فلسفه و كلام و رياضيات و هيئت متبحّر بوده است. علامه حلّى، قطب الدين شيرازى، سيد عبد الكريم بن طاووس از شاگردان وى مىباشند، آثار ارزشمندى از او بجاى مانده است مانند: شرح اشارات، تجريد، تحرير اقليدس، تحرير مجسطى، اخلاق ناصرى.
______________________________
[١] بحار الانوار، ج ٦٤، ص ٢٥٠، «كتاب ايمان و كفر»، «باب شدة ابتلا المؤمن».
[٢] حديث ١، پاورقى ٢٤.
[٣] كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد. ص ٢١٨، «مقصد چهارم في وجوب عصمه».