شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٤ - فصل در بيان آنكه تفرغ براى عبادت موجب غناى قلب شود
دست نداريم جز آنكه تو خود را معرفى كردى به لسان انبيا به تفضل و ترحم و سعه جود و رحمت، و ما تو را بدين صفت شناختيم به قدر استعداد خود، تو با مشتى خاك چه مىكنى جز رحمت و تفضل؟ أين رحمتك الواسعة؟ أين أياديك الشّاملة؟ أين فضلك العميم؟ أين كرمك يا كريم؟ [١]
فصل در بيان آنكه تفرغ براى عبادت موجب غناى قلب شود
ببايد دانست كه غنا از اوصاف كماليه نفس است، بلكه از صفات كماليه موجود بما أنّه موجود است، و از اين جهت غنا از صفات ذاتيه ذات مقدس حق جلّ و علا است. و ثروتمندى و مالدارى موجب غناى نفسانى نيست، بلكه توان گفت كسانى كه غناى نفسانى ندارند، به داشتن مال و منال و ثروت حرص و آزشان افزون گردد و نيازمندتر گردند. و چون در غير پيشگاه مقدس حق، جلّ جلاله، كه غنىّ بالذات مىباشد، غناى حقيقى پيدا نمىشود و ساير موجودات از بسيط خاك تا ذروه افلاك و از هيولاى اولى تا جبروت اعلى فقرا و نيازمنداناند، از اين جهت هر چه وجهه قلب به غير حق باشد و هر چه توجه باطن به تعمير ملك و عمارت دنيا باشد، افتقار و احتياج روز افزون شود. اما افتقار قلبى و روحى كه پر معلوم است، زيرا كه نفس علاقمندى و تعلق افتقار است. و اما افتقار خارجى، كه آن نيز مؤكّد افتقار قلبى است، نيز بيشتر باشد، زيرا كه هيچ كس به خودى خود نتواند قيام به اداره امور خويشتن كند، پس در اين امر احتياج به غير افتد. و ارباب ثروت در ظاهر گرچه بىنياز قلمداد شوند، ولى با نظر دقيق معلوم شود كه به مقدار ازدياد ثروت احتياجشان افزون گردد و نيازمندى زيادت شود. پس، ثروتمندان فقرايى هستند در صورت اغنيا، و نيازمندانى هستند در لباس بىنيازان. و هر چه وجهه قلب به تدبير امور و تعمير دنيا بيشتر شد و علاقه افزون گرديد، غبار ذلت و مسكنت بر او بيشتر ريزد و ظلمت مذلت و احتياج زيادتر آن را فرا گيرد. و بالعكس، اگر كسى پشت پا بر علاقمندى دنيا زد و روى دل و وجهه قلب را متوجه به غنىّ على الاطلاق كرد و ايمان آورد به فقر ذاتى موجودات و فهميد كه هيچيك از موجودات از خود چيزى ندارند و هيچ قدرت و عزت و سلطنتى نيست مگر در پيشگاه مقدس حق و به گوش دل از
[١] «كجاست رحمت گسترده تو؟ كجاست نعمتهاى فراگير تو؟ كجاست عطاى همگانى تو؟ اى بخشنده كجاست بخشش تو؟»