شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٦ - الحديث الخامس عشر
انبيا و اوليا و اوصيا، است، و در حقيقت آنها ناس هستند و ساير مردم «نسناس».
چنانچه در احاديث است [١]. و اين وجهى ندارد. بلكه مناسب مقام اين است كه در اينجا عموم مردم اراده شود، چنانچه وجهش پر واضح است. و از احاديث اين باب كافى نيز استفاده شود. و اگر در حديثى وارد باشد كه «ناس» كاملين باشند، نه آن است كه هر جا كه اين كلمه وارد شد مراد آنهاست.
و «بلاء» اختبار و امتحان است، و در نيك و بد استعمال شود. چنانچه اهل لغت تصريح كردهاند. جوهرى [٢] گويد در صحاح: و البلاء الاختبار يكون بالخير و الشرّ. يقال: أبلاه اللّه بلاء حسنا و ابتليه معروفا.» و حقّ تعالى نيز فرمايد: بَلاءً حَسَنًا. [٣] بالجمله، هر چه حق جلّ جلاله به آن بندگان خود را امتحان فرمايد بلا و ابتلاست، چه از قبيل امراض و اسقام و فقر و ذلت و ادبار دنيا باشد، يا مقابلات آنها، كه بسا باشد كه انسان به كثرت جاه و اقتدار و مال و منال و رياست و عزت و عظمت امتحان شود. ولى هر وقت «بلا» يا «بليه» يا «ابتلا» يا امثال آنها مطلق ذكر شود، منصرف به قسم اوّل شود.
و «أمثل» به معنى اشرف و افضل است. يقال: هذا أمثل من هذا. أى، أفضل و أدنى إلى الخير. و أماثل النّاس، خيارهم [١]. پس معنى ثمّ الأمثل فالأمثل چنان آيد كه هر كس پس از اوصيا افضل و نيكوتر است، بلاى او سختتر از سايرين باشد، و هر كس پس از آنها افضل است، بلايش از ديگران بيشتر است. و درجات كثرت ابتلا به مقدار و بر وزان درجات فضل است. و اين نحو تعبير در فارسى نيست.
و «سخف» به معنى رقت و خفت عقل است. چنانچه در صحاح و غير آن است.
و «قرار» به معنى مستقر و جايگاه است. چنانچه از لغت استفاده شود. و في القاموس: «القرار و القرارة ما قرّ فيه، و المطمئن من الارض.» [٢] وجه مناسبت و تشبيه آن است كه همان طور كه زمين قرارگاه و مستقر باران است و باران بر او رو آورد و قرار گيرد، مؤمن نيز قرارگاه بليّات است كه آنها به او تهاجم كند و قرار گيرد و از او مفارقت نكند.
ما با خواست خداى تعالى در خلال فصولى چند بيان آنچه محتاج به ذكر است در حديث شريف مىنماييم.
[١] گفته مىشود: اين يك «امثل» از آن ديگرى است. يعنى از آن برتر و به خوبى نزديكتر است. و «أماثل الناس» يعنى نيكان و برگزيدگان مردم.
[٢] القرار و القرارة، آنچه در آن قرار گيرند، زمين آرام.
______________________________
[١] مرآة العقول، ج ٩، ص ٣٢١، «كتاب ايمان و كفر»، «باب شدّة ابتلا المؤمن»، حديث ١.
[٢] حديث ١٤، پاورقى ٢.
[٣] (انفال- ١٧).