شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٧ - تتميم كلام شهيد ثانى رحمه اللّه
است كه ما تتميم مىكنيم اين مقام را به ترجمه آن كلام شريف.
فرمايد: «از پليدترين انواع غيبت، غيبتى است كه بعض اشخاص كه در صورت اهل علم و فهم هستند و اهل ريا هستند، مىكنند. زيرا كه آنها مقصود خود را مىفهمانند به صورت اهل صلاح و تقوى. اينها غيبت مىكنند و اظهار مىكنند كه ما از آن پرهيز مىكنيم، ولى نمىدانند به واسطه نادانى و جهل خود كه آنها جمع بين دو زشتى نمودهاند، يكى ريا و يكى غيبت. و مثل اين است كسى كه ذكر شود پيش او انسانى، بگويد: الحمد للّه كه ما مبتلا به حبّ رياست نيستيم. يا مثلا مبتلا به حبّ دنيا نيستيم. يا ما صفت كذايى را نداريم. يا بگويد نعوذ باللّه از كمى حيا، يا از بىتوفيقى. يا بگويد خداوند ما را حفظ كند از فلان عمل مثلا. بلكه گاهى مجرد حمد خدا غيبت است، اگر از آن عيبت كسى فهميده شود، منتها اين غيبتى است كه در صورت اهل صلاح واقع شده. اين شخص خواسته كه عيب كند غير را به قسمى از كلام كه مشتمل بر غيبت و رياست، و دعواى خلاصى از عيب و مبرا بودن از آن است با آنكه واقع است در آن، بلكه بزرگتر از آن. و از طرق غيبت آن است كه گاهى پيش از آنكه بخواهد غيبت كسى را كند، از او مدحى مىكند و مثلا مىگويد:
فلانى چه حالات خوبى دارد! در عبادات كوتاهى نمىكند، ولى به واسطه كم صبرى، كه همه ماها به آن مبتلا هستيم، سستى در عبادات براى او پيدا شده. خود را مذمت مىكند و مقصودش مذمت از اوست! و از خود مىخواهد مدح كند به تشبيه كردن خود را به اهل صلاح در مذمت كردن از خود. اين شخص جمع كرده بين سه فاحشه غيبت و ريا و تزكيه نفس. و گمان مىكند كه از صالحين است و از غيبت تعفف مىكند! اين چنين شيطان بازى مىكند با اهل جهل و نادانى در صورتى كه اشتغال به علم و عمل پيدا كردند بدون آنكه طريقه را محكم كنند. پس، شيطان تعقيب كند آنها را و به مكايد خود حبط كند عمل آنها را و به آنها بخندد.
و از اين قبيل است آنكه اگر در مجلسى غيبتى شود و بعضى حاضرين نشنوند و يكى از آنها بخواهد غافلين را متوجه كند به غيبت، بگويد: سبحان اللّه چه چيز عجيبى است! اين شخص ذكر خدا كند و آن را وسيله تحقق باطل و خبث خود قرار دهد، مع الوصف به حق تعالى در اين ذكر منت گذارد. اين نيست جز از جهل و غرور.
و از اين قبيل است آنكه بگويد فلان شخص براى او فلان اتفاق افتاد يا مبتلا به فلان چيز شد، بلكه بگويد براى رفيق ما يا دوست ما چنين ابتلايى پيش آمد كرد،