شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٨ - تتميم كلام شهيد ثانى رحمه اللّه
خداوند ما و او را بيامرزد. اين شخص اظهار دعا و تالم و دوستى و رفاقت مىكند و غيبت خود را با اين امور انجام مىدهد. و خداوند از خبث باطن و فساد نيت او مطلع است. و او به واسطه جهل خود نمىداند كه غضب حق نسبت به او بيشتر است از جهّال كه متجاهر به غيبت هستند.
و از اقسام خفيه غيبت، گوش كردن به آن است از روى تعجب، زيرا كه او اظهار تعجب مىكند كه نشاط مغتاب زياده گردد در غيبت و او را وادار به غيبت مىكند به تعجب. مثلا مىگويد: من تعجب مىكنم از اين حرف! من تا كنون نمىدانستم آن را! من از فلانى اين كار را نمىدانستم! مىخواهد تصديق كند با اين كلمات مغتاب را و از او طلب زيادت كند با لطايف، با آنكه تصديق غيبت نيز غيبت است و گوش كردن به آن، بلكه سكوت كردن در وقت شنيدن آن، غيبت است.»- انتهى ترجمة كلامه [١]، رفع مقامه.
و گاه شود كه عناوين ديگر بر غيبت نيز افزوده شود و بر فساد و قبح و عقاب آن افزوده گردد، مثل آنكه شخص مغتاب در پيش روى آن كس كه غيبت او را كند اظهار دوستى كند و مدح و منقبت از او كند. و اين از مراتب نفاق و دورويى و دو زبانى است كه در اخبار از آن مذمت بليغ شده است. ففي الكافى الشّريف بإسناده عن أبي عبد اللّه، عليه السّلام، قال: من لقي المسلمين بوجهين و لسانين جاء يوم القيامة و له لسانان من نار. [٢] فرمايد: «كسى كه ملاقات كند مسلمانان را با دو رو و با دو زبان، بيايد در روز قيامت و حال آنكه از براى او دو زبان است از آتش.» اين است صورت اين عمل قبيح و نتيجه اين نفاق در عالم آخرت. پناه مىبرم به خداى تعالى از شرّ زبان و نفس امّاره خود. و الحمد للّه أوّلا و آخرا.
[١] كشف الريبة في احكام الغيبة، ص ٨- ٩، «در اقسام غيبت».
[٢] اصول كافى، ج ٢، ص ٣٤٣، «كتاب ايمان و كفر»، «باب ذى اللسانين»، حديث ١.