شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٢٥ - فصل در بيان مراد از اعرفوا اللّه باللّه
«فيض اقدس» است. و اين مقام ظهور اسمائى را مقام «ظهور اطلاقى» و مقام «الوهيّت» و مقام «اللّه» نيز گويند، به حسب اعتباراتى كه در اسماء و صفات مقرر است و نويسنده در مصباح الهداية شرح داده است. [١] و بايد دانست كه اين اعتبارات كه در لسان اهل معرفت و اصحاب قلوب [است] اخبار از نقشه تجليات حق است بر قلوب صافيه آنها. و آن تجليات به حسب مقامات و مراتب سلوك اوليا و منازل و مراحل سير سائرين إلى اللّه از مقام ظهور اسماء و صفاتى، كه مقام «الوهيت» مىباشد و آن را «اللّه» نيز گويند و اللّه نور السّمواتِ وَ الأرْضِ ... الآيه [٢] را اشاره به آن دانند، شروع شود و به مقام غيب احدى و به مرتبه اسماء ذاتيه و اسم «مستأثر» ختم شود، كه غايت سير و منتهاى مقصد است. و توان بود كه مقام مشار إليه بقوله تعالى: أو أدنى [١] اشاره به اين مقام باشد.
اكنون كه اين مقدمه گفته شد، گوييم انسان تا به قدم فكر و استدلال طالب حق و سائر إلى اللّه است، سيرش عقلى علمى است، و اهل معرفت و اصحاب عرفان نيست، بلكه در حجاب اعظم و اكبر واقع است، چه از ماهيات اشياء نظر كند و حق را از آنها طلب كند، كه حجب ظلمانيه است، و چه از وجودات آنها طلب كند، كه حجب نورانيه است، كه كلام مرحوم فيض ناظر به آن است.
اوّل شرط تحقق سير إلى اللّه خروج از بيت مظلم نفس و خودى و خود خواهى است، چنانچه در سفر حسّى عينى تا انسان به منزل و جايگاه خويش است، هر چه گمان مسافرت كند بگويد من مسافرم، مسافرت تحقق پيدا نكند. مسافرت شرعى [تحقق پيدا نكند] مگر به خروج از منزل و اختفاى آثار بلد، همين طور اين سفر عرفانى إلى اللّه و مهاجرت شهودى تحقق پيدا نكند مگر به خروج از بيت مظلم نفس و اختفاى آثار آن. تا جدران تعينات و دعوت اذان كثرت در كار است، انسان مسافر نيست، گمان مسافرت است و دعوى سير و سلوك است. قال تعالى: وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إلَى اللَّه وَ رَسولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّه. [٢] پس از آنكه سالك إلى اللّه به قدم رياضت و تقواى كامل از بيت خارج شده و علاقه و تعيناتى همراه بر نداشت و سفر إلى اللّه محقق شد، اوّل تجلى كه حق تعالى بر قلب مقدسش كند تجلى به الوهيت و مقام ظهور اسماء و صفات است. و اين تجلى نيز به يك ترتيب منظمى است از اسماء محاطه تا به اسماء محيطه رسد،
[١] «سپس نزديك و نزديكتر شد، پس به فاصله دو كمان يا نزديكتر بود.» (نجم- ٩).
[٢] و هر كس بيرون رود از خانهاش درحالىكه مهاجر به سوى خدا و رسول اوست و آنگاه مرگ او را فرا گيرد هر آينه پاداش او با خداست. (نساء- ١٠٠).
______________________________
[١] مصباح الهداية إلى الخلافة و الولاية، ص ٣٣- ٣٨.
[٢] (نور- ٣٦).