شرح چهل حديث( اربعين حديث) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦١ - فصل در بيان آنكه در وقت مردن بعضى از احوال غيب بر او مكشوف شود
عالم متوسط بين اين عالم و عالم قيامت است، و روزنهاى از بهشت و جهنم به سوى آن باز است. چنانچه در ذيل اين حديث شريف اشاره به آن شده، و در حديث معروف نبوى: القبر إمّا روضة من رياض الجنّة، أو حفرة من حفر النّيران [١] نيز اشاره به همين معنى است.
پس، معلوم شد كه انسان در وقت احتضار و معاينه، آثار و صور اعمال خود را مشاهده مىكند و بشارت جنّت و نار را از ملك الموت مىشنود. و چنانچه اين آثار بر او تا اندازهاى كشف مىشود، آثارى كه از اعمال و افعال در قلب حاصل شده، از نورانيت و شرح صدر و وسعت، و اضداد اينها، مثل كدورت و ضيق صدر و ظلمت و فشار، را نيز معاينه مىكند.
پس، در نزد معاينه برزخ قلب مستعد شود براى معاينه نفحات لطيفه لطفيه و جماليه، و در آن، آثار تجليات لطف و جمال بروز كند، اگر از اهل سعادت و ايمان باشد.
پس، قلب حبّ لقاء اللَّه پيدا كند و آتش اشتياق جمال محبوب در قلبش افروخته گردد، اگر از اهل سابقه حسنى و حبّ و جذبه ربوبى بوده. و جز خداوند كسى نداند كه در اين تجلى و شوق چه لذاتى و كراماتى است.
و اگر اهل ايمان و عمل صالح بوده، از كرامات حق تعالى به او به اندازه ايمان و اعمالش عنايت شود، و آنها را بالعيان در دم احتضار ببيند. پس، اشتياق موت و لقاء كرامات حق در او حاصل شود و با روح و راحت و بهجت و سرور از اين عالم منتقل شود. و لذت اين بهجت و سرور را و طاقت رؤيت اين كرامات را چشمهاى ملكى و ذايقههاى دنيايى ندارد.
و اگر از اهل شقاوت و جحود و كفر و نفاق و اعمال قبيحه و افعال سيّئه باشد، هر كس به اندازه حظ و بهره خود و آنچه در دار دنيا كسب نموده، از آثار غضب و قهر الهى و دار اشقيا براى او نمونه كشف شود، و چنان وحشت و انقلابى در او پيدا شود كه هيچ چيز پيش او مبغوضتر از تجليات جلاليه و قهريه حق نباشد. و در اثر اين بغض و عداوت چنان سختى و فشار و ظلمت و عذابى براى او حاصل شود كه جز ذات مقدّس حق كسى نمىتواند اندازه آن را بفهمد. و اين براى اشخاصى است كه در اين عالم جاحد و منافق و دشمن خدا و اولياى او بودند. و براى اهل معاصى و كبائر به اندازه كسبى كه كردند نمونهاى از جهنم خودشان براى آنها ظاهر شود، و در اين حال هيچ چيز پيش آنها مبغوضتر از انتقال از اين عالم نيست. پس، آنها را با
[١] «گور انسان يا باغى از باغهاى بهشت است يا گودالى از گودالهاى دوزخ» بحار الأنوار، ج ٦، ص ٢٠٥، «كتاب العدل و المعاد»، باب ٨، «احوال برزخ».