مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٠ - پیشگفتار
١. جامعه چیست؟
٢. آیا انسان بالطّبع اجتماعی است؟
٣. آیا فرد اصیل است و جامعه انتزاعی، یا برعکس جامعه اصیل است و فرد انتزاعی، یا شقّ سوم در کار است؟
٤. جامعه و سنت
٥. آیا فرد در برابر جامعه و محیط اجتماعی مجبور است یا مختار؟
٦. جامعه در تقسیمات اولیه خود به چه نهادها و چه قطبها و چه گروههایی تقسیم میشود؟
٧. آیا جامعههای انسانی مطلقاً دارای یک ماهیت و یک نوعیتاند و اختلافات آنها از قبیل اختلافات افراد یک نوع است، و یا برحسب اختلاف منطقهها و شرایط زمانی و مکانی و درجه فرهنگها و تمدنها انواع متعدد و ماهیتهای مختلف میگردند و طبعاً جامعهشناسیهای متعدد مییابند و هر نوع از یک ایدئولوژی خاص میتواند برخوردار باشد مغایر با ایدئولوژی نوع دیگر؟ به عبارت دیگر، آیا همانطور که انسانها با همه اختلافات منطقهای و نژادی و تاریخی، از نظر جسمی نوعیت واحد دارند و قوانین پزشکی و فیزیولوژیک واحد بر آنها حکمفرماست، از نظر اجتماعی نیز نوعیت واحد دارند و سیستم اخلاقی و اجتماعی واحدی میتواند آنها را اداره کند و ایدئولوژی واحد میتواند بر بشریت حاکم باشد، یا هر جامعهای برحسب شرایط منطقهای و فرهنگی و تاریخی، جامعهشناسی ویژه دارد و ایدئولوژی خاص را ایجاب مینماید؟
٨. آیا جامعههای انسانی که از فجر تاریخ تا عصر حاضر به صورت پراکنده و مستقل از یکدیگر بوده و نوعی کثرت و اختلاف بر آنها حکمفرما بوده است (لااقل اختلاف فردی نه نوعی)، به سوی وحدت و یگانگی سیر میکنند و آینده بشریت، جامعه یگانه و تمدن یگانه و فرهنگ یگانه و بالاخره یکرنگ و یک شکل شدن بشریت است و دوگانگیها- چه رسد به تضادها و تزاحمها- از میان برخواهد خاست، و یا بشریت محکوم است به ادامه چند رنگی و چند شکلی و چند گانگی از ناحیه فرهنگ و ایدئولوژی و آنچه مقوّم وجود اجتماعی اوست؟
اینها یک سلسله مسائل است که از نظر ما شایسته و بایسته است دیدگاه اسلام درباره اینها روشن شود. در اینجا به ترتیب و به اختصار درباره اینها بحث میکنیم.