مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٣٠ - وجوه مشترک و وجوه متفاوت زندگی این جهان و زندگی آن جهان
آنجا نیست. در اینجا باید کار کرد و تخم پاشید و زمینه مساعد فراهم کرد و در آنجا باید از تخمهای کاشته شده و زمینههای مساعد شده در دنیا بهرهبرداری کرد. اینجا جای کار و عمل است و آنجا جای نتیجهگیری و حساب پس دادن. در اینجا امکان تغییر سرنوشت از طرف خود انسان به وسیله تغییر مسیر حرکت و جهت عمل هست و در آنجا نیست. در اینجا حیات آمیخته است با موت، هر حیاتی توأم است با مادهای که فاقد حیات است و بعلاوه از مرده زنده بیرون میآید و از زنده مرده، چنانکه ماده بیجان در شرایط خاص تبدیل به جاندار میشود و جاندار تبدیل به بیجان، ولی در آنجا حیات محض حکمفرماست، ماده و جسم آن جهان نیز جاندار است، زمین و آسمانش جاندار است، باغ و میوهاش مثل اعمال و آثارِ تجسمیافته انسانْ جاندار است، آتش و عذابش نیز شاعر و آگاه است. در اینجا اسباب و علل و شرایط خاص زمانی حکمفرماست، حرکت و تکامل وجود دارد، در آنجا فقط ملکوت الهی و اراده الهی ظهور دارد. شعور و آگاهی و به طور مطلق دید و شنید و درک انسان در آن جهان بسی شدیدتر و نیرومندتر است، و به عبارت دیگر پردهها و حجابها در آن جهان از جلو انسان برداشته شده و انسان با بینشی دورنگر حقایق را درک میکند چنانکه قرآن کریم میفرماید:
فَکشَفْنا عَنْک غِطاءَک فَبَصَرُک الْیوْمَ حَدِیدٌ [١].
ما پرده را اکنون از تو برگرفتیم پس دیدهات تیز است.
در اینجا خستگی و دلزدگی و ملال خصوصاً از یکنواختی است و انسان حالت گمکردهای را دارد که در پی گمشده خویش است و به هر چیزی که میرسد میپندارد آن را یافته است و به او دل خوش میکند اما پس از چندی احساس میکند که «او» نیست، خسته و دلزده میگردد و به دنبال چیز دیگر میرود. این است که در دنیا انسان همیشه طالب چیزی است که ندارد و دلزده از چیزی است که دارد؛ اما در جهان آخرت به حکم آنکه به آنچه در اعماق فطرت و شعور شخصی خود دلبستگی داشته و گمشده واقعی او بوده است یعنی حیات جاوید در جوار
[١]. ق/ ٢٢.