مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٤ - انتقاد
بوده است که پیامبران و به دنبال آنها مؤمنان آن را رهبری میکردهاند و بشریت را در ناحیه تمدن انسانی، این مبارزات پیش برده است. تنها این مبارزات است که شایسته است نام «جنگ حق با باطل» به آنها داده شود و این مبارزات بوده است که تاریخ را از نظر انسانیت و معنویتهای انسانی به پیش رانده است. نیروی محرک اصلی این مبارزه فشار طبقه دیگر نبوده است، بلکه همان عامل غریزی و فطری گرایش به حقیقت و شناخت نظام وجود چنانکه هست و گرایش به عدالت یعنی ساختن جامعه چنانکه باید، بوده است.
احساس محرومیتها و مغبونیتها نبوده که بشر را به پیش رانده است، بلکه احساس فطری کمالجویی بوده که بشر را به پیش رانده است.
استعدادهای حیوانی انسان در انجام تاریخ همان است که در آغاز بوده است، رشد و نموّ علاوهای در طول تاریخ نصیبش نشده و نمیشود. ولی استعدادهای انسانی انسان تدریجاً شکوفاتر میشود تا آنجا که در آینده بیش از آنچه هست خود را از قیود مادی و اقتصادی میرهاند و به عقیده و ایمان میگراید. آن بستری که تاریخ در آن بستر رشد کرده و تکامل یافته مبارزات مادی و منفعتی و طبقاتی نیست، بلکه مبارزات ایدئولوژیک، خدایی و ایمانی است. این است مکانیسم طبیعی تکامل انسان و پیروزی نهایی پاکان و صالحان و مجاهدان راه حق.
و اما وجهه الهی این پیروزی. از نظر وجهه الهی، آنچه در طول تاریخ جریان پیدا میکند و تکامل مییابد و در سرانجام تاریخ به نهایت خود میرسد ظهور و تجلی «ربوبیت» و «رحمت» الهی است که اقتضا میکند تکامل موجودات را، نه صرفاً عدل الهی که اقتضا میکند «جبران» را. به عبارت دیگر آنچه نوید داده شده بروز و ظهور ربوبیت، رحیمیت و اکرمیت خداوند است نه صرفاً بروز جباریت و منتقمیت الهی.
پس میبینیم که آیه استضعاف و آیه استخلاف (و آیات مشابه) هرکدام منطق خاصی دارد؛ از نظر طبقهای که پیروز میگردد و از نظر بستری که تاریخ طی میکند تا به آن پیروزی میرسد و از نظر مکانیسم یعنی عامل طبیعی حرکت تاریخ و از نظر وجهه الهی یعنی مظهریت اسماء الهی، هرکدام منطق ویژهای دارد، و ضمناً روشن شد که آیه استخلاف از نظر نتایجی که ارائه میدهد جامعتر است. آنچه بشر طبق آیه استضعاف به دست میآورد جزئی بلکه جزء کوچکی است از آنچه طبق آیه