مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١١ - نتایج
کشوری که از لحاظ صنعتی بیش از همه توسعه یافته، خود نمونهای است از تصور آینده کشورهایی که در جدول صنعتی پس از وی قرار دارند [١] ...
حتی اگر جامعهای به مرحلهای برسد که مسیر قانون طبیعی حاکم بر حرکت خویش را کشف کند، نه قادر به جهیدن از مراحل توسعه طبیعی خود خواهد بود و نه قادر به از بین بردن آنها با صدور فرامین، اما میتواند دوره بارداری را کوتاهتر و رنجهای وضع حمل را خفیفتر کند.
مارکس در قسمت اخیر بیان خود نکتهای را بیان میکند که به آن توجه نشده و یا کمتر توجه شده است و در حقیقت میخواهد به یک پرسش یا ایراد «مقدّر» پاسخ دهد. ممکن است کسی بگوید توسعه مرحله به مرحله جامعه به دنبال توسعه منظم و مرحله به مرحله طبیعت تا وقتی جبری و تخلفناپذیر است که انسان آن را نشناسد و مسیر قانون طبیعی را کشف نکند، اما همینکه انسان آن را شناخت تحت سلطه انسان در میآید و انسان بر آن حاکم میگردد. لذا میگویند: طبیعت مادام که شناخته نباشد ارباب انسان است و به هر نسبت که فهمیده شود به صورت خدمتگزار انسان در میآید. مثلًا یک بیماری از قبیل وبا و غیره تا ناشناخته است و معلوم نیست از چه پدید میآید و با چه چیز میتوان آن را نابود کرد، حاکم علی الاطلاق بر زندگی بشر است، اما همین که شناخته شد- آنچنان که امروز شناخته شده است- مهار میشود و مانع تلفات میگردد. همچنین است سیل، طوفان و غیره.
مارکس ضمن بیان خود میخواهد بگوید حرکت منظم و مرحله به مرحله جامعه از نوع حرکات و تغییرات دینامیکی است یعنی از نوع حرکات خود به خودی و درونی اشیاء است، مانند حرکات منظم رشد گیاهان و جانوران، نه از قبیل حرکات و تغییرات مکانیکی یعنی تغییراتی که در اشیاء وسیله عوامل بیرون از وجود آنها صورت میگیرد، مانند همه تغییرات فنی و صنعتی در طبیعت، و از این قبیل است از بین بردن حشرات وسیله مواد حشرهکش یا از بین بردن میکروب
[١]. یعنی صنعت و تکنیک و بالتبع روبنای اجتماعی کشورهای صنعتی در یک خط سیر معین و غیرقابلتخلف پیشرفت میکند. مسیر حرکت جامعهها «تک خطی» است. کشورهای پیشرفته کنونی از هر جهت نمونه کشورهایی هستند که هنوز به این مرحله نرسیدهاند. امکان اینکه این کشورها بدون اینکه از مرحله کنونی کشورهای صنعتی بگذرند، و از راه دیگر، به سوی تکامل گام بردارند وجود ندارد.