مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٢ - تاریخ چیست؟
دو فلسفه یکی را باید انتخاب کرد. اگر ما به گروه اول ملحق گردیم باید فرض کنیم که جامعهها «بودن» داشتهاند و «شدن» نداشتهاند، و برعکس اگر به گروه دوم ملحق گردیم باید فرض کنیم که جامعهها «شدن» داشتهاند و «بودن» نداشتهاند. پس ما یا تاریخ علمی- به مفهومی که گذشت- داریم و فلسفه تاریخ نداریم، و یا فلسفه تاریخ داریم و تاریخ علمی نداریم.
پاسخ این است: این گونه تفکر درباره هستی و نیستی و درباره حرکت و سکون و درباره اصل امتناع تناقض، از مختصات تفکر غربی است و ناشی از ناآگاهی از مسائل فلسفی هستی (مسائل وجود) و بالاخص مسئله عمیق «اصالت وجود» و یک سلسله مسائل دیگر است.
اولًا این که «بودن» مساوی با سکون است و به عبارت دیگر این که سکون «بودن» است و حرکت جمع میان بودن و نبودن یعنی جمع میان دو نقیض است، از اشتباهات فاحشی است که دامنگیر برخی نحلههای فلسفی غرب شده است.
ثانیاً آنچه در اینجا طرح شده ربطی به آن مسئله فلسفی ندارد. آنچه در اینجا طرح شده مبنی بر این است که جامعه مانند هر موجود زنده دیگر دو نوع قوانین دارد: یک نوع قوانینی که در محدوده نوعیت هر نوع بر آن حکمفرماست و یک نوع قوانینی که به تحول و تطور انواع و تبدلشان به یکدیگر مربوط میشود. ما نوع اول را قوانین «بودن» و نوع دوم را قوانین «شدن» اصطلاح میکنیم.
اتفاقاً بعضی جامعهشناسان، خوب به این نکته توجه کردهاند. اگوست کنت از آن افراد است. ریمون آرون میگوید:
پویایی و ایستایی، دو مقوله اصلی جامعهشناسی اگوست کنت است.
ایستایی عبارت است از مطالعه موضوعی که اگوست کنت آن را اجماع اجتماعی (توافق اجتماعی) مینامد. جامعه شبیه یک ارگانیسم زنده است.
همچنان که بررسی کارکرد یک اندام بدون قرار دادن آن در کل زندهای که خود جزء آن است امکانپذیر نیست، بررسی سیاست و دولت نیز بدون جایگزین کردن آنها در کل جامعه در لحظه معینی از تاریخ امکان ندارد ...
پویایی در آغاز عبارت است از توصیف ساده مراحل متوالی که جوامع